سه شنبه 01 اسفند 1396
جملات قصار:
امام رضا (علیه السلام) :دانش گنجینه های با ارزشی است و کلیدهای آن پرسش است پس بپرسید خدایتان رحمت کند.                        امام صادق (ع) می فرمایند : سوال کلید گنج دانش است                        امیر المومنین علی (علیه السلام) : هرکس با خردمندان مشورت کند از پرتوی خردها روشنایی می گیرد .                       
  مقالات  


  پیگیری سوالات  

 کد رهگیری:



  ورود  
نام کاربری :   
کلمه عبور :   



به خاطر بسپار
[عضویت]
  ذکر ایام هفته  



  چه طولانی شده غیبت!!  

  سخنان نورانی  

زمان انتشار: 17 مهر 1396   12:29:28

جامعه مهدوی

جامعه مهدوی، گذار از ابزار محوری و مادی گرایی به خدامحوری و ایمان گرایی

 
در مقابل نگاه مادیگرا که روزبروز بر فقر وجودی انسان می افزاید؛ دیدگاهی الهی به فراخنای آرزوهای بیکران انسان وجود دارد. دیدگاهی که برای هستی و انسان ساحتی پایان ناپذیر قائل است و بر غنای درونی او تاکید می کند.
بسم الله الرحمن الرحیم
جامعه مهدوی، گذار از ابزار محوری و مادی گرایی به خدامحوری و ایمان گرایی
جامعه مدرن امروزی بر پایه نوعی شناخت از انسان و جهان بنا نهاده شده است که آنرا مادیگرایی یا ماتریالیسم می نامند.
انسان غربی وقتی ازمسیحیت طرفی نبست و بیش از پیش در تنگنای کلیسا و حاکمان مستبد مورد حمایت آن قرار گرفت مصمم شد در باور و اندیشه های خود بطور بنیادین تجدید نظر کند لذا از معناگرایی خشک کلیسا به مادیگرایی و از ایماندورشده از فکر و عقل به تجربه و از حکومتهای موروثی به دموکراسی روی آورد. او بنا را بر این نهاد که روایت دینی از انسان وجهان را نادیده بگیرد و به کشف و طراحی دوباره آندو با شیوه و روش جدید خود بپردازد. محصول فکری این تصمیم تاریخی انسان غربی پس از چند قرن تلاش و کوشش خستگی ناپذیر، چیزی جز مادیگرایی صرف و نفی معنویت نبود. در اندیشه انسان جدید غربی، هستی و انسان یک ساحت مادی بیشتر ندارد و کسی جز خود انسان حاکم بر شوون زندگی او نیست. آن چه که جامعه غربی را در فاصله گرفتن هرچه بیشتر از اندیشه های دینی یاری می کرد؛ تفسیرهای خدا گریزانه ای بود که درعلوم جدید به آن تکیه می شد.
محصول عملی مادیگرایی تکیه صرف بر فناوری ها و اختراعات نوبه نو مخترعان و مکتشفان بود. محصول فناوریها یعنی ابزارها بیش از پیش در حیات بشری تاثیرگذار شدند و نقش انسان بعنوان عامل مباشر در زندگی کمتر گشت. از نظر آنان اگر انسانموجودی صرفا مادی است پس زندگی اورا تنها با ابزارهای مادی می توان کنترل و اداره کرد. آنچه که ما امروز در دنیای خود می بینیم دستاورد همان اندیشه یکجانبه نگر و بی باور به حقایق فرامادی است. امروزه، مادیگرایی و ابزار محوری، مهمترین عناصر تمدن بشری است. در این نگاه جهان، وجودی بی معنا و بی هدف و انسان، موجودی موقتی و زودگذر و کاملا وابسته به ابزارهای ساخته دست خود است. در حقیقت، ابزارها در دنیای امروز، نقش همان بت هایی را بازی می کنند که تصور می شد تمام شوون حیات انسان را با تاثیر سحرآمیز خود اداره می کنند. هرچند انسان محوری بجای خدا محوری در حیات و باور انسان مدرن رخنه کرده است اما او بیش از هر زمان به ساخته دست خود یعنی به ابزارها وابسته شده است. این مسیر قهقرایی به سمتی کشیده می شود که بزودی باید شاهد سلطه ابزارها بر انسانها خواهیم بود. چیزی که قرار بود خادم انسان باشد می خواهد مخدوم او گردد. انسان افزون طلب حاضر شده است؛ میدان زندگی را برای بدست آوردن لذت بیشتر به ابزارهای خالی از احساس واگذار کند.آری دشمن قسم خورده انسان می دانست مسیر رسیدن انسان به فقر، انحصار او در جسم و ماده و محدودیتهای آنست لذا دنیا را در پیش چشمش جلوه داد و از حقیقت معنوی بیکران خود غافل ساخت.
در مقابل نگاه مادیگرا که روزبروز بر فقر وجودی انسان می افزاید؛ دیدگاهی الهی به فراخنای آرزوهای بیکران انسان وجود دارد. دیدگاهی که برای هستی و انسان ساحتی پایان ناپذیر قائل است و بر غنای درونی او تاکید می کند. ادیان آسمانی بر محور خداپرستی و الگوی انسان کامل، جهان و انسانی را به بشریت معرفی کردند که در عین بهره مندی از امور مادی هیچگاه در محدودیتهای آن منحصر نمی گردد و در سخت ترین شرایط برایش بن بستی وجود ندارد. انسانِ معیار در ادیان ابراهیمی مقهور دنیا و مادیات نیست بلکه بر آن غالب و چیره است. او به خدای متعال و غیب عالم که ساحت بیکرانگی هستی است؛ متصل بلکه با او متحد است و امدادهای لازم را از آنجا می گیرد. انسان معیار در ادیان، از اسباب و ابزار غافل نیست اما دربکارگیری آنها به حد وابستگی و دلبستگی نمی رسد. برای او ابزار، ابزار است تا آنجا که یاری می دهد پس آنجایی که از یاری باز می ماند؛ انسان از ادامه مسیر باز نمی ماند چون او محدود و منحصر در اسباب اینسویی نیست. از نظر انسان معیار ادیان آسمانی، جهان، خدایی عظیم، دانا و توانا دارد که آنرا اداره می کند پس در آن خللی نیست؛ مگر آنجایی که انسان با سوءاختیار و عمل خود، نظمی طبیعی را بهم بریزد یا فسادی بپا نماید. از نگاه او نظم طبیعی جهان و حرکت در مسیر آن بهترین راه برای کمال انسان است چون جهانی که خدا بنا نهاده بر پایه حق و عدل است. کمال هر موجودی در همراهی با این نظام حق عادلانه است و انسان از آن مستثنا نیست. ناموس دین که عطیه ای الهی به بشر از طریق انسان کامل است؛ بیانگر مسیر همین همراهی ها در ابعاد مختلف است.
از نگاه انسان کامل آیتی برتر از او در هستی برای خدا نیست. او نمایشگر تمام اوصاف کمالیه آفریننده جهان و خلیفه وجانشین او در ارض عالم امکانی است. از نظر او انسان با تکیه بر غنای ذاتی خدای متعال از هرچیزی مستغنی است  لذا شایسته او نیست که از جایگاه رفیعش تنزل کند و دست گدایی بسوی اموری دراز نماید که در ذاتش به خود او وابسته اند. او همه انسانها را دارای استعداد رسیدن به چنین مقام منیعی می بیند پس آنها را با ندای تعالوا به تعالی فرامی خواند. راه را به آنها نشان می دهد و از آنها دستگیری می کند تا رهروان این راه به این سعادت و فوز عظیم که بهشتش خوانند دست یابند.
همه ادیان الهی بر محور انسان کامل این نگاه و باور را ترویج کردند تا نوبت به خاتم پیامبران (صلی الله علیه و آل) رسید. او که آمد تا قله کمالات انسانی را به امت آخرالزمان معرفی کند و آنرا در مسیر این افق بلند قرار دهد. او در ارائه طریق نه تنهاحیات فردی انسان را بلکه حیات اجتماعی را نیز به نور ولایت انسانهای کاملی همچون خود، روشن ساخت تا از جایگاه موثرترین عامل بر جامعه بشری یعنی حکومت و سیاست، سعادت انسانها را دنبال نماید.
هرچند آرزوی پیامبران الهی بلکه پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) بطور دلخواه حاصل نشد اما برای تحقق آن وعده ایتخلف ناپذیر به بشریت داده شده است. جامعه مهدوی جامعه آرمانی ادیان الهی است. در این جامعه خدا، محور است. ابزارها بیش از اینکه مادی باشند معنوی اند. با اینکه انسان در اوج دانش است اما بهره مند تر از هر زمان از حکمت است. حکمت یعنی شناخت راههای اتصال و ارتباط سالم با هستی که موجب کمال وجودی هر چیزی می شود. هرچند کلیات این راه مشترک است اما هر موجود و هر انسانی طریق خاص به خود را در این صراط مستقیم دارد. مسیری پربهجت و پرثمر که با نورفطرت و ایمان و عمل شایسته روشن می گردد.
انسان در جامعه مهدوی با باور به مقام خلیفه اللهی خود در صدد رسیدن به جایگاه و نقشی در عالم امکانی است که همه خیرات و نیکیها از او بجوشد و از دیگران مستغنی باشد. او می خواهد در ارتباطش با هرچیزی از شائبه هوا و هوس و نیاز مبری باشد. او می خواهد همچون خدای متعال از روی عنایت و محبت به هرچیزی روی آورد و آموزگار عشق باشد.
تفاوت جامعه مدرن مادیگرای امروزی با جامعه خداگرای مهدوی به فاصله حقارت و محدودیت جسم با بزرگواری و بیکرانگی روح است. جامعه مهدوی، آغاز تجربه حقیقی بهشت بر کره ارض است. برتری های جامعه مهدوی در تصورات عادی ما نمی گنجد. در آن جامعه مینوی، انسان حقیقتا ارزشمندترین گوهر دار وجود است. در عین حال در درون او، از کبر و غرور و نخوتخبری نیست. نگاه انسانها، روشنایی بخش است. روابط، محبت محور است. بهترین ساخته های دست بشر فرزندان شایسته اند؛کودکانی که از بغض و حسد و کینه یا عقده حقارت و خودبزرگ بینی مبرا هستند و بزرگترین آرزویشان رسیدن به کمال معنوی بزرگترهاست. زندگی در آن دوران، لذت بخش و کمال افزاست و مرگ، ادامه حیات و طلوع آگاهی انسان در ملکوت است. انسانها در آن زمان از مرگ دیگران ناراحت نمی شوند چون می دانند هر کس بمیرد پس از کسب کمال خود بوده و پاداشی بزرگ و حیاتی برتر در پیش دارد.
انسانها در جامعه مهدوی اگر به ابزاری متوسل شوند از روی عنایت است چراکه بی هر وسیله و ابزاری قادر به رفع نیاز خود هستند. آنها بیش از هرچیز به خدمت و محبت به دیگران می اندیشند و بیشتر اوقات خود را در انجام این دو وظیفه صرف مینمایند. در جامعه مهدوی فقر معنا ندارد نه مادی و نه معنوی. انسانها به عقل و دانش و عشق از هر نیازمندی رهیده اند و به
هر افق والایی دسترسی دارند. آرزوهای آنها از جنس آسمان است چه اینکه آنها زمین را هم آسمانی کرده اند.
اینها قله های رفیع جامعه توحیدی مهدوی است. هر آنکس که آرزوی آنرا در سر می پروراند باید در مسیرش گام بردارد و تا می تواند از خصلت های جامعه امروزی فاصله بگیرد. این راه را جز با معرفت والا ،آرمانگرایی، همت بلند و جهاد مستمر درتحت هدایت و رهبری انسانی الهی و بصیر نمی توان پیمود.
پروردگارا ما آرزومند آن جامعه الهی هستیم ما را در مسیر رسیدن به آن قرار ده. بمحمد و آله الطاهرین
 
1.سوره بقره آیه 268
2 . (قل علی ع : لیس لله آیه اکبر منی / برای خدا آیتی بزرگتر از من نیست.)کافی (ط - الإسلامیة) ،ج 1 ،باب أن الآیات التی ذکرها الله عز و جل فی
 کتابه هم الأئمة ، ص 802
3 . این السبب المتصل بین الارض والسماء/ سببی که آسمان را به زمین متصل می کند کجاست؟(دعای ندبه)
 4 . (لولا الحجه لساخت لارض باهلها/ اگر حجت خدا نباشد زمین اهلش را فرومی برد.) کلینى، اصول کافى، ج 1، ص 334 ط اسلامیه، 1321


کد مطلب : 2178               بازدید از مطلب: 119
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ

 [0 نظر]



نام شما :
آدرس سایت یا وبلاگ:
http://
آدرس ايميل :
نظر شما :
کد امنیتی:
  

  یادداشت  
 معرفی
 
الحمد والثناء لعین الوجود و الصلاه و السلام علی واقف مواقف الشهود و علی آله امناء المعبود
 
این سایت به یاری خدا برای ارائه مشاوره دینی و پاسخگویی به سوالات دینی مراجعین عزیز و ارائه مقالاتی در زمینه های مذهبی و فرهنگی می باشد. ما اهل علم و فضل را به همکاری در زمینه های گفته شده دعوت می نماییم.
از او یاری می طلبیم و بر او توکل داریم.

  پیوندها  
  اوقات شرعي  

درباره ما  ارتباط با ما  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬