سه شنبه 01 اسفند 1396
جملات قصار:
امام رضا (علیه السلام) :دانش گنجینه های با ارزشی است و کلیدهای آن پرسش است پس بپرسید خدایتان رحمت کند.                        امام صادق (ع) می فرمایند : سوال کلید گنج دانش است                        امیر المومنین علی (علیه السلام) : هرکس با خردمندان مشورت کند از پرتوی خردها روشنایی می گیرد .                       
  مقالات  


  پیگیری سوالات  

 کد رهگیری:



  ورود  
نام کاربری :   
کلمه عبور :   



به خاطر بسپار
[عضویت]
  ذکر ایام هفته  



  چه طولانی شده غیبت!!  

  سخنان نورانی  

زمان انتشار: 17 مهر 1396   07:39:24

دین

شبهه خسته کننده بودن دین

 
 
اغلب افراد فکر می کنند دین صرفا یک پیام است. اما این درست نیست دین یک مکتب تربیتی است. مکتب تربیتی علاوه بر پیام ، برنامه تربیتی و عملی هم دارد. چون تربیت بدون عمل امکان پذیر نیست. دیگر اینکه این برنامه تربیتی، جمعی است و از بالاترین سطوح یعنی حکومت تا پایین ترین سطح یعنی خانواده و فرد کشیده می شود.
پاسخ به شبهه خسته کننده بودن دین و تعالیم آن
 
 
اشکال اول : تبلیغات گسترده دینی.
بر عکس آنچه که گفته شده تبلیغات دینی زیاد گسترده نیست. شاهدش هم این است که از روستایی ساکن اقصی نقاط کشور تا پایتخت نشینان ما کسانی هستند که ابتدایی ترین مسائل دینی خود را نمی دانند. دیگر اینکه بسیاری از مراکز مذهبی کشور یعنی مساجد فاقد روحانی و مبلغ هستند. تعداد نشریات دینی ما بسیار کمتر از سایرین است. موضوعات دینی در سایر نشریات هم سهم بیشتری از سایر مطالب ندارد. صدا و سیما هم بغیر از ایام خاص سال تبلیغات دینی زیادی ندارد و تعداد برنامه های روتین مذهبی آن نسبت به سایر عاوین بیشتر نیست. بله برخی افراطها در برخی زمانها یا مکانها صورت می گیرد که قابل قبول نیست اما اینها هم زیاد نیستند. ممکن است نویسنده محترم در معرض همین مورد اخیر بوده که تصور کرده تبلیغات دینی خیلی زیاد است. اما اصل تبلیغ قابل انکار نیست. اگر باورمندان یک مکتب حیاتبخش بدان باور دارند نباید از رساندن پیامهایش دریغ کنند. البته باید عاقل باشند و بدانند چقدر و چه چیز و کجا مطرح نمایند؟
اشکال دوم: دین ، مزاحم ناسازگار و کنترل گر است.
این نگاه به دین بستگی به نگاه افراد دارد. اغلب افراد فکر می کنند دین صرفا یک پیام است. اما این درست نیست دین یک مکتب تربیتی است. مکتب تربیتی علاوه بر پیام ، برنامه تربیتی و عملی هم دارد. چون تربیت بدون عمل امکان پذیر نیست. دیگر اینکه این برنامه تربیتی، جمعی است و از بالاترین سطوح یعنی حکومت تا پایین ترین سطح یعنی خانواده و فرد کشیده می شود. اگر مربیان، مربیان شایسته ای و متربیان هم نگاه درست داشته باشند مطمئنا در این مکتب تربیتی اوج گرفته و نه تنها دین را مزاحم و ناسازگار نمی یابند بلکه تعالی بخش و آزادی دهنده می یایند. در جامعه ی که برنامه تربیتی دین را می پذیرد هرچند همه چیز بر اساس التزام عملی به تعالیم است اما همین التزام چنان گشایش و فراخناکی در عرصه زندگی مادی و معنوی ایجاد می کند که افراد بیش از پیش دوستدار التزام به دین می شوند. مشکل اساسی اینجاست که برخی افراد با نگاه نادرست به دین که یک برنامه جامع زندگی کردن است دوست دارند علاوه بر برخورداری از دین و دیانت و پاداش های آن به میل خود در تحت برنامه های دیگر هم قرار گیرند که خیلی مواقع این برنامه ها با برنامه دین ناسازگار است. قرآن هم می فرماید یک متربی و دو مربی متفاوت امکان پذیر نیست. این چنین افرادی یا باید دین را کنار بگذارند یا برنامه های دینی را بر زندگی خود حاکم کنند وگرنه دچار رنج و بدبینی می شوند. البته آنها که فکر می کنند با فرار از برنامه دین به دلخواه خود رسیده اند فراموش کرده اند یا نمی دانند که در جهان برنامه های مختلف است که برخی حقانی و برخی شیطانی اند و آنچه که اسمش را دلبخواه می گذارند دام شیطان و برنامه هلاک سازی اوست. در آخر این نکته را متذکر می شویم که مقاصد برنامه تربیتی دین بسیار بلند و باعظمت اند لذا این برنامه متناسب با آن اهداف جامعیت و تا حدی سختی خاص خود را دارد هرچند برایش سطوح مختلفی نیز وجود دارد.
اشکال سوم: دین فرمانفرما و فقه فربه.
وقتی ما می توانیم بپذیریم که یک مکتب برنامه جامع زندگی کردن است که در همه عرصه های زندگی برنامه داشته باشد. مسلم است که شوون متعدد و متکثر زندگی انسان موجب می شود این مکنب جامع نیز برنامه های خود را گسترده کند و این فلسفه گسترده شدن فقه بعنوان علم برنامه ریزی تربیت دینی است. و اما در خصوص فرمان باید بدانیم که یک مسلمان با پذیرش اسلام در حقیقت خود را در اختیار مربی دین یعنی ولی الهی قرار داده است. با این نگاه درست به تدین، نباید برای فرد صدور فرمانهای دینی سخت باشد چرا که او برای همین متدین به دین شده است که با گرفتن فرامین و برنامه ها و عمل به آنها سعادت یابد. پس فرماندهی دین و فرمانپذیری مومن اقتضای عمل به برنامه ها و رسیدن به مقصد بلند دین است. فرار از فرامین دینی مثل آن است که فردی مبتدی وارد یک رشته ورزشی شود اما از برنامه های مربی و دستورات او فراری باشد. مطمئنا چنین فردی در آن رشته چیزی نمی شود. هیچ کس بی اوستا چیزی نشد هیچ آهن خنجر تیزی نشد. دین مربی دارد و دیندار با عمل به دستورات و برنامه های او به سعادت موعود دست می یابد.
اشکال چهارم: گستردگی تعالیم نظری
گستردگی تعالیم نظری دین هم تابعی از گستردگی حقایق هستی است. حقایقی که پایه مستحکم برنامه عملی دین بوده و آنها را پشتیبانی می کند. بلکه برخی حقایق هستی به خودی خود موضوعیت داشته و هدف دین هستند مانند شناخت خداوند متعال و اوصاف او. این نکته قابل ذکر است که گستره اندیشه و عمل دینی به اندازه همت داوطلب دینداری است. هرچه فرد دیندار خواهان سطوح بالاتری از سعادت باشد باید رنج عمل دقیق تر و اندیشه عمیق تر را هم بر خود هموار سازد. مطمئنا کسی که می خواهد در یک رشته پروفسور شود رنج کار علمی بیشتر را باید تحمل کند تا کسی که بخواهد مدرک سطح پایینی در آن رشته داشته باشد. هرکه بامش بیش برفش بیشتر.
اشکال پنجم: دینی که برای مردم نیست بلکه مردم برای اویند
در این خصوص هم یک اصلاح نگاه لازم است. دین انسان متعالی است. اندیشه دینی اندیشه انسان متعالی و عمل دینی عمل اوست. دو انگاری دین و انسان تصور اشتباهی است که متاسفانه در برخی تبلیغات دینی القاء می شود. اولیاء دین و انسانهای کامل چهره ما انسانها به شرط فعلیت هستند. یعنی اگر استعدادهای ما هم بالفعل شوند نمونه ای از بزرگان دین خواهیم شد. پس دین چیزی جز برنامه رسیدن به خود برتر و متعالی تر نیست.در دین چیزی فدای چیز دیگر نمی شود بلکه مرتبه ای از یک چیز فدای مرتبه ای از همان چیز می شود. فدای دین شدن یعنی فدای خود برتر شدن . فدای اولیاء دین شدن یعنی فدای من بالاتر و گسترده تر شدن. منی که صدر و ذیل عالم امکانی را فرامیگیرد و خوشا به حال کسی که با چنین قربانی ناچیزی به چنان پاداش و حقیقت والایی رسیده است. از خود بینی و خودپرستی به عشق و ایثار و خداپرستی رسیدن و از منیتهای ناچیز به دستگیری از من ها رسیدن. در این معنا اندیشه بسیار باید. متاسفانه چون انسانها اغلب از داشتن این نگاهها محروم اند دین مجبور شده آنها را در قالب معانی دیگری مطرح کند.
اشکال ششم: تناقض گفتار و رفتار مبلغان
این اشکال هرچند تا حدی قابل قبول است اما با توجه به آموزه های دین فرد نباید تحت تاثیر دیگران باشد. دین در مقام اندیشه فرد را تا حدی مستقل بار می آورد. عقاید تقلیدی نیستند. اگر یک مومن واقعا بر اساس فکر و اندیشه خود و درک و باور حقایق هستی به دین ملتزم شود گمراهی و انحراف دیگران در او تاثیر چندانی ندارد. پس تاثیر این معضل در افراد تا حد زیادی ناشی از سستی آنها در عقیده و باور به آموزه های اصولی دین است. برای یک مومن عارف خدا و پرستش او حقیقتی انکار ناپذیر است حتی اگر تمام جهان برخلاف آن عمل کنند. پس بهتر است که در این سوی قضیه هم دنبال راه حل بود.
سلام و درود خدا بر حقیقت جویان
ح. توانا
 


کد مطلب : 2177               بازدید از مطلب: 98
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ

 [0 نظر]



نام شما :
آدرس سایت یا وبلاگ:
http://
آدرس ايميل :
نظر شما :
کد امنیتی:
  

  یادداشت  
 معرفی
 
الحمد والثناء لعین الوجود و الصلاه و السلام علی واقف مواقف الشهود و علی آله امناء المعبود
 
این سایت به یاری خدا برای ارائه مشاوره دینی و پاسخگویی به سوالات دینی مراجعین عزیز و ارائه مقالاتی در زمینه های مذهبی و فرهنگی می باشد. ما اهل علم و فضل را به همکاری در زمینه های گفته شده دعوت می نماییم.
از او یاری می طلبیم و بر او توکل داریم.

  پیوندها  
  اوقات شرعي  

درباره ما  ارتباط با ما  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬