سه شنبه 01 اسفند 1396
جملات قصار:
امام رضا (علیه السلام) :دانش گنجینه های با ارزشی است و کلیدهای آن پرسش است پس بپرسید خدایتان رحمت کند.                        امام صادق (ع) می فرمایند : سوال کلید گنج دانش است                        امیر المومنین علی (علیه السلام) : هرکس با خردمندان مشورت کند از پرتوی خردها روشنایی می گیرد .                       
  مقالات  


  پیگیری سوالات  

 کد رهگیری:



  ورود  
نام کاربری :   
کلمه عبور :   



به خاطر بسپار
[عضویت]
  ذکر ایام هفته  



  چه طولانی شده غیبت!!  

  سخنان نورانی  

زمان انتشار: 16 مهر 1396   11:48:25

مدیریت

مدیریت متعالی در اسلام

 
 
هدف مدیریت در جامعه اسلامی تحقق و استمرار سلامت کامل فرد و جامعه است.
از نظر اسلام انسانها جز برای سعادت خلیفه اللهی آفریده نشده اند و این سعادت جز به تحقق و حفظ سلامت کامل جسمی و روحی ایشان امکان پذیر نیست. پس مدیریت جامعه اسلامی وظیفه ای جز حفظ بقا و سلامتی جسمی روحی جامعه ندارد. چه بسا دین برای درمان برخی بیماری ها به جراحی در ابعاد فردی و اجتماعی نیز متوسل شود، همچنانکه خدای متعال برای رفع کفر، فرمان جهاد را صادر کرده است. فرمان جهاد دستور به جراحی جامعه بشری با از بین بردن غده سرطانی کفر است. البته اجرای این برنامه فقط در صلاحیت ولی الهی یا فرد منصوب از سوی اوست. چرا که خدای متعال تصرف در جهان و نابودی آفریدگان و بندگان را نمی پذیرد مگر اینکه برای اصلاح راهی جز این نباشد. 
مدیریت متعالی در اسلام
 
امروز مدیریت از جمله علوم انسانی محسوب می شود . در این علم، مدیریت اینگونه تعریف می شود :
 دانش و هنر بکارگیری منابع سازمانی برای دستیابی به اهداف سازمان به شیوه مطلوب  
مدیریت در علم مدیریت امروز به دو نسخه کلاسیک و نئوکلاسیک تقسیم می شود. در مدیریت کلاسیک هدف تامین سود و منفعت بیشتر برای سازمان است. در مدیریت نئو کلاسیک نیز هدف همان است با این تفاوت که برای تحقق آن، انسان بعنوان یک موجود ارزشمند در تحقق اهداف و منافع بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.  با این نگاه و تعریف از مدیریت شاید به نظر برسد بین آن و دین نسبتی نباشد. مدیریت از جمله تجربیات بشری در اداره سازمانهایی است که منافع مادی افراد را تامین می کند در حالی که دین در صدد تعالی اخلاقی انسانهاست. در مدیریت مصطلح هدف سود مادی است اما در دین هدف کمال معنوی است. لذا با وجود چنین تفاوتهایی نمی توان قائل به نسبتی بین مدیریت و دین بود. 
پاسخ ما این است که مادی یا معنوی بودن نظام و سازمان و همچنین اهداف آن نمی تواند مانع از نسبت عنوان مدیریت به یک برنامه نظام مند مدیریتی شود. پس می توان به یک نظام مدیریتی در تعالیم دینی و اسلام رسید که قابل تعمیم به دیگر مدیریت ها نیز باشد.  
مدیریت ها انواعی دارند. از نظر ما علت تفاوت مدیریتها تفاوت آنها در موضوع ، اهداف و نگرشهاست. افکار ، اندیشه ها ، باورها و آنگاه مکاتب و آیین ها شیوه های مدیریتی متفاوتی را می توانند باعث شوند. هر مکتب فکری با توجه به نگرش و اهدافی که دارد می تواند شیوه مدیریتی متفاوتی را هم مورد تاکید قرار دهد.
بنابر آنچه گفته شد خیلی طبیعی است که برای آیین متعالی اسلام مدیریتی در سطح اهداف و منابع معرفتی والای آن وجود داشته باشد. این پاسخ روشنی است به کسانی که با شک و تردید می پرسند : ما چیزی بنام مدیریت اسلامی داریم؟ علاوه براین دلیل که مبتنی بر تعریف مدیریت است وقوع مدیریت اسلامی در خارج شاهد بلکه دلیل دوم بر وجود این مرام مدیریتی است. مدیریت جامعه دینی نوین اسلامی در مدینه توسط  پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و همچنین مدیریت علی (علیه السلام) در کوفه با عنوان خلیفه اسلامی از مصادیق عینی این نوع از مدیریت است که بررسی ابعاد آنها می تواند مارا به اصول و فروع بسیاری در مدیریت اسلامی رهنمون سازد. 
اگر با آیات قرآن کریم آشنا باشیم می بینیم که اکثر قریب به اتفاق آیات این کتاب شریف و تعالیمش نیز در مسیر مدیریت تدریجی جامعه نوبنیاد اسلامی نازل شده است. پس قرآن کریم را می توان شیوه نامه الهی مدیریت جامعه اسلامی دانست. شیوه نامه ای که در ضمن مدیریت جامعه از طریق پیامبر (صلی الله علیه و آله) علوم و معارف مورد نیاز امت را نیز در اختیارشان قرار داده است.
سلامت جسم و جان هدف عالی مدیریت در اسلام
گفتیم که نگرشها و اهداف محور تفاوت شیوه های مدیریتی است. قبل از اینکه به ویژگی های مدیریت اسلامی بپردازیم لازم است به تبیین هدف از دیدگاه مکتب اسلام توجه کنیم.  
چنین به نظر می آید که هدف از دیدگاه مکتب اسلام، سالم سازی جسمی و روانی فرد و جامعه است. شاید این نگاه تا اندازه ای با نگاه های دیگر در باب اهداف دین متفاوت باشد لذا باید برای صحت آن استدلال کنیم. دلیلی که ما در اینجا مطرح می کنیم یک دلیل نقلی است. برای این استدلال نقلی لازم است دوباره گزارش واقعه آفرینش را در قرآن کریم یادآوری نماییم.
خدای متعال در این گزارش ابتدا مساله جعل خلیفه را مطرح می فرماید. فرشتگان یا آنانکه در مقام فرشتگان بوده اند از این برنامه دچار شگفتی می شوند چون برای آنها تصور حضور خلیفه بر روی زمین مشکل بوده است. از نظرآنان با لحاظ مراتب وجود، خلیفه باید در اوج آسمان معنوی باشد نه در حضیض عالم ماده. حضور خلیفه در زمین موجب فساد است چراکه ظرفیت و توان بیکران او ساختار ضعیف عالم ماده را بهم می ریزد.  اما خداوند  تصمیم خود را عملی می سازد و آدم (علیه السلام) را می آفریند. آدم با وجود برخورداری از بعد مادی و جسمانی بطور شگفت آوری از علم بیکران الهی بهره مند است. اما چگونه آدم خاکی دانای اسرار هستی و معلم آن و در نتیجه خلیفه الهی می شود؟ چه ویژگی در آدم چنین مقامی را برایش به ارمغان آورده است ؟ ما معتقدیم این ویژگی و مقام نتیجه سلامت و صفای جسم و جان اوست. همانطور که می دانید یکی از القاب معروف آدم (علیه السلام) صفوه الله است در عموم زیارات نام پدر نخستین با این لقب قرین است. صفوه از صفا است لذا صفوه الله یعنی صاحب صفای الهی . علت این صفا آفرینش مستقیم الهی است. آفرینش آدم (علیه السلام) مسبوق به پدر و مادری که از آنها متولد شود نبوده است. به همین خاطر او، صاف از هر نوع عدم سلامت جسمی و روانی آفریده شد و چون صاف صاف بود، محل تجلی علوم بیکران الهی و معلم فرشتگان گشت. پس برای همه افراد بشر مقصد جز این نیست که با کسب این سلامت و صفا همان کمال و مقام را همچون پدر آغازین خود کسب کنند. در ادامه داستان آدم و حوا خبری از دین و امر و نهی و فرمان تشریعی الهی نیست چراکه در بهشتِ سلامتی جسم و روح همه کمالات و سعادتها، حاصل است. تا اینکه فتنه شیطان و فریب آدم و همسرش موجب از بین رفتن صفا و کدورت و احتجاب جان آندو و هبوط و مصائب آن می گردد. اینجاست که خدای متعال نسخه نجات و رهایی یعنی دین را می فرستد.
«قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ »
«گفتيم همگى از آن (به زمين) فرود آئيد هر گاه هدايتى از طرف من براى شما آمد كسانى كه از آن پيروى كنند نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند.» 
به عبارت ساده تر راه نجات از بیماری احتجاب، تعالیم دین است. پس اوامر و نواهی الهی به خودی خود موضوعیتی ندارند. این تعالیم و دستورات نسخه های شفای انسانها از آثار تلبس به لباس حیات دنیوی و مادی است.
با این بیان روشن شد که :
دین برای بازیابی سلامت بشر آمده است.
اگر این سلامتی بدست آید خودبخود جان انسان تجلی گاه علوم و معارف بیکران الهی گشته و به مقام تعلیم فریشتگان و خلافت الهی نائل می شود. او در این بهشت نه گرسنه می شود نه تشنه چراکه ساقی این بهشت حضرت رب است : ابیت عند ربی هو یطعمنی و یسقینی
و این مقام والایی است که امثال نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) بدان افتخار می نماید. از منظر دین مراتب و مقامات انسانها را میزان و علم و معرفت آنها تعیین می کند. امام خمینی (ره) در پاسخ سوالی در خصوص مقامات شهدا که از والاترین انسانها محسوب می شوند فرموده اند ملاک مقامات میزان معرفت است.
اگر گفته شود کلام شما شبیه اندیشه متصوفه ای است که قائل اند عبادت تا مرز وصول است لذا پس از حصول سلامت، عبادت معنا ندارد؛ پاسخ می دهیم :
اگر سلامت جسم و روح با اطاعت و عبادت برای کسی حاصل شود لازم است برای استمرار سلامت و مصونیت از آسیب ها و بیماری، همچنان اطاعت و عبادت را ادامه دهد. تلوث به گناهان به ادعای حصول سلامت نیز چیزی جز بازگشت به بیماری نیست. ضمن اینکه فرد سالم باید از باب شکرگزاری هم که شده طریق سلامت را ادامه داده و مروج آن باشد.  
نکته دیگری که در پایان این بحث بعنوان شاهد می توان بدان استناد کرد کلامی از ابلیس مطرود است که نشان می دهد برنامه انحراف او بر پایه از بین بردن سلامتی از مسیر تغییر آفرینش و دخل و تصرف باطل در آنست. به این آیات شریفه سوره مبارکه نساء توجه فرمایید:
«لَعَنَهُ اللَّهُ وَ قالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِيباً مَفْرُوضاً وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ »
«خداوند او را از رحمت خويش بدور ساخته و او گفته است كه از بندگان تو سهم معينى خواهم گرفت.و آنها را گمراه مى‏كنم و به آرزوها سرگرم مى‏سازم و به آنها دستور مى‏دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند و) گوش چهارپايان را بشكافند و آفرينش (پاك) خدايى را تغيير دهند»
از جمله "لامرنهم فلیغیرن خلق الله" می توان برداشت کرد که راهبرد شیطان در خصومت با انسان تغییر آفرینش الهی است. گناهان نیز نوعی تغییر عملی در آفرینش الهی محسوب می گردد که به تغییرات عمیقتر منجر می شود در حال حاضر بعضی تحقیقات بر تاثیر اعمال و حالات روانی در دی ان ای افراد صحه می گذارد.  لذا امر و نهی دینی موضوعیتی جز در حفظ و سلامت انسان ندارد. 
نتیجه نهایی این بحث در ارتباط با مدیریت جامعه به شکل اسلامی اش این است که :
هدف مدیریت در جامعه اسلامی تحقق و استمرار سلامت کامل فرد و جامعه است.
از نظر اسلام انسانها جز برای سعادت خلیفه اللهی آفریده نشده اند و این سعادت جز به تحقق و حفظ سلامت کامل جسمی و روحی ایشان امکان پذیر نیست. پس مدیریت جامعه اسلامی وظیفه ای جز حفظ بقا و سلامتی جسمی روحی جامعه ندارد. چه بسا دین برای درمان برخی بیماری ها به جراحی در ابعاد فردی و اجتماعی نیز متوسل شود، همچنانکه خدای متعال برای رفع کفر، فرمان جهاد را صادر کرده است. فرمان جهاد دستور به جراحی جامعه بشری با از بین بردن غده سرطانی کفر است. البته اجرای این برنامه فقط در صلاحیت ولی الهی یا فرد منصوب از سوی اوست. چرا که خدای متعال تصرف در جهان و نابودی آفریدگان و بندگان را نمی پذیرد مگر اینکه برای اصلاح راهی جز این نباشد. 
بنابراین می توان مدعی شد راهبرد مدیریت اسلامی در یک کلمه "سلامت انسان" است. با لحاظ این هدف اساسی، انسان وبازیابی سلامتی او هدف بزرگ در همه امور دنیوی خواهد بود و همه اهداف دیگر باید در راستای این هدف تحقق یابند. بر این اساس بطور مثال ما یک کارخانه نساجی را برای تولید نخ راه اندازی نمی کنیم بلکه کارخانه نساجی را برای استمرار برنامه تعالی انسانها می سازیم اما به نحوی که نخ هم در آن تولید گردد. هدف عام امور مادی ما این است که یک انسان با حسن عمل خویش در یک خدمت اجتماعی تعالی یابد. مطمئنا با آمدن این قید تحقق اهداف مادی نیز در هر سازمانی تضمین می گردد چرا که با باور این هدف دغدغه مدیر و کارکنان، حسن انجام کار و موفقیت در مسابقه خدمت رسانی است و این انگیزه بهترین انگیزه هاو مهمترین عامل برای موفقیت در کار است. داشتن چنین نگاهی مستلزم تغییر قابل توجه در اصول مدیریت است.
منابع معرفتی مدیریت اسلامی
گفتیم که هر روش مدیریتی از فکر اندیشه باور مکتب و یا آیینی تغذیه می کند. مدیریت اسلامی هم از همه منابع معرفتی شناخته شده یا تایید شده در اسلام استفاده می کند.
منابع معرفتی مدیریت در اسلام:
1. کشف و الهام
2. قرآن و سنت معتبر
3. تجربه معتبر
کشف و الهام
بهره وری از کشف و الهام، ویژگی خاص مدیریت دینی است. از آنجا که باور داریم خدای متعال هدایتگر انسانها در همه شوون است عادی است که فکر کنیم او تعالی، انسان را در مدیریت جامعه نیز هدایت می کند. یکی از ارکان مساله ولایت در اسلام بر این مساله استوار است که ولی الهی به امر خداوند جامعه را اداره می کنند :
«وَ نَجَّيْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً وَ كُلاًّ جَعَلْنا صالِحِينَ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إِيتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِينَ»
«و او و لوط را به سرزمين (شام) كه آن را براى همه جهانيان پر بركت ساختيم نجات داديم و اسحاق، و علاوه بر او، يعقوب را به وى بخشيديم، و همه آنها را مردانى صالح قرار داديم و آنها را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏كردند، و انجام كارهاى نيك و برپا داشتن نماز و اداى زكات را به آنها وحى كرديم، و آنها فقط مرا عبادت مى‏كردند»  
بر اساس این آیه نه تنها هدایت به امر مستقیم الهی صورت می گیرد بلکه وحی در ساختار وجودی و افعال ولی الهی سریان می یابد. به عبارت دیگر به تحقق مقام فنا برای اولیاء آنها تمام در تسخیر حق تعالی هستند و اوست که همه افعال ولیش را برعهده می گیرد. روایت قرب نافله نیز همین معنا را القا می کند.  این راز نامیده شدن امثال امیر مومنان(علیه السلام) به یدالله و عین الله است. 
بحثی در مساله عبودیت
در معارف دین عبودیت بعنوان هدف آفرینش مطرح شده است. اما شاید بتوان گفت که عبودیت از اهداف وسطای دین است و نه هدف نهایی. هدف نهایی دین رسیدن به رحمت است و وصول به رحمت برای انسان همان سعادت خاص اوست. سعادتی که جایگاه آفرینشی او یعنی جایگاه خلیقه اللهی آنرا تعیین کرده است . سعادت انسان مجلای تمام معارف و دانش های الهی بودن است. علی (علیه السلام) در نهج، انسانها را بر میزان برخورداری از معرفت چنین رتبه بندی می کند:
انسانها سه گروهند : یا عالم ربانی یا سالک طریق نجات و یا همج رعاع
نامیدن گروه دوم به سالک سبیل نجات یادآور همان سلامت از بیماری احتجاب است که قبلا بیان شد. پس سلامت و سعادت نهایی بشر در امکان دریافت کامل علوم و معارف الهی است که عالم ربانی بدان نائل گشته است.
البته وصول به این هدف تنها اثر نظری و روانی ندارد بلکه به ربوبیت و مدیریت افراد و جامعه منتهی می شود. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) در کتاب مصباح الشریعه چنین می خوانیم :
«ان العبودیه جوهره کنهها الربوبیه»
«عبودیت گوهری است که نهایت آن ربوبیت است.»
پس رسیدن به گنج معارف و اسرار هستی، به دانایی و دارایی علمی و معرفتی صرف ختم نمی شود بلکه انسان عارف واصل را به سوی ربوبیت یا همان مدیریت خرد و کلان افراد و جامعه سوق می دهد. اگرچشممان به فردی از انبیاء و اولیاء افتاد در حقیقت به چهره عینی این ادعا افتاده است. آنها کسانی اند که پس از وصول به گنج معرفت مسوولیت سنگین اداره افراد و جامعه را پذیرفتند. آنها در این راه سختی های زیادی متحمل شده اند چرا که از ارزش مقصد و مقصود بشریت آگاهند.  البته این نکته را هم باید بیفزاییم که جایگاه عالم ربانی در ساختار هستی و جامعه جایگاه وساطت نیز می باشد. عالم ربانی نه تنها دریافت کننده انوار دانش و معرفت و لطف الهی است بلکه ماننده آیینه ای صاف آنرا به سایرین منتقل می سازد. در معارف عالیه شیعه امام معصوم که مصداق اتم عالمان ربانی است بعنوان سبب متصل بین خدا و خلق معرفی می گردد.   بلکه ایشان واسطه جمیع فیوضات به خلایق هستند: 
«بکم فتح الله و بکم یختم الله» 
«خداوند با شما آغاز می فرماید و با شما ختم می نماید» 
وقتی انسان کامل شایستگی وساطت در انتقال اشرف عطایا یعنی دانش و معرفت باشد چگونه شایسته وساطت در سایر فیوضات که نازلترند نباشد؟ بلکه آنچه موجب این وساطت است سعه وجودی حجج الهی است که از مرتبه خلقی فراتر رفته و با وصول به مرزهای ذات حق تعالی به مظهریت آن رسیده اند. و چنین است که آدم  ( علیه السلام) همچون قبله ای به تبع عبادت حق بهره ای از عبادت می یابد. 
با این وصف هدف خدمت به خلق در راستای ایصال فیوضات و الطاف الهی به آنها یک هدف عالی است که می تواند یک نگرش متعالی در مساله مدیریت و یک پایه در پی ریزی ساختارهای مدیریتی باشد.
در ادامه بحث الهام و شهود باید گفت که چه بسا الهام نصیب غیر مومن از مدیران جامعه هم بشود. دریافت این الهام ریشه روانشناختی دارد و از آنجا ناشی می شود که هم و غم حاکم ، جامعه و مردم و کشور است لذا به دلیل این توجه تام به مردم در پیوندی روحی با آنها، کاشف مصالح و مفاسد آنها می گردد.  از سوی دیگر حاکم جامعه خواه ناخواه دارای یک جایگاه تکوینی در اداره جامعه است لذا ذهن و فکر وی می تواند محل تجلی برخی هدایت های آشکار و نهان الهی در مدیریت جامعه باشد. نمونه واضح این مساله و دلیل نقلی آن واقعه خواب عزیز مصر است که در قرآن ذکر شده است . در سوره مبارکه یوسف چنین می خوانیم:
«وَ قالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرى‏ سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ وَ ما نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلامِ بِعالِمِينَ وَ قالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَ ادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ قالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّا تَأْكُلُونَ ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدادٌ يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاَّ قَلِيلاً مِمَّا تُحْصِنُونَ ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ»
«ملك گفت من در خواب ديدم هفت گاو چاق را كه هفت گاو لاغر آنها را ميخورند، و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشكيده (كه خشكيده‏ها بر سبزها پيچيدند و آنها را از بين بردند) اى جمعيت اشراف! در باره خواب من نظر دهيد اگر خواب را تعبير مى‏كنيد!.گفتند خوابهاى پريشان و پراكنده است و ما از تعبير اينگونه خوابها آگاه نيستيم!.و آن يكى از آن دو نفر كه نجات يافته بود- و بعد از مدتى متذكر شد- گفت من تاويل آن را به شما خبر مى‏دهم مرا به سراغ (آن جوان زندانى بفرستيد).يوسف اى مرد بسيار راستگو در باره اين خواب اظهار نظر كن كه هفت گاو چاق را هفت گاو لاغر مى‏خوردند، و هفت خوشه‏تر و هفت خوشه خشكيده، تا من به سوى مردم باز گردم تا آنها آگاه شوند.گفت هفت سال با جديت زراعت مى‏كنيد، و آنچه را درو كرديد- جز كمى كه ميخوريد- بقيه را در خوشه‏هاى خود بگذاريد (و ذخيره نمائيد). پس از آن هفت سال سخت (و خشكى و قحطى) مى‏آيد كه آنچه را شما براى آنها ذخيره كرده‏ايد مى‏خورند جز كمى كه (براى بذر) ذخيره خواهيد كرد. سپس سالى فرا مى‏رسد كه باران فراوان نصيب مردم مى‏شود و در آن سال مردم عصير (ميوه‏ها و دانه‏هاى روغنى) مى‏گيرند» 
وضعیت حاکم باعث نمی شود خدای متعال مصالح مردم را از طریق او تعیین و پیگیری ننماید. مطمئنا هرچه صفای باطن حاکمان بیشتر باشد مصالح جامعه نیز بطور وسیعتر و دقیقتر در آینه فکر و ذهن و روح ایشان منعکس می گردد. لازم به ذکر است که صرف انعکاس مصالح جامعه در فکر و روح حاکم به تحقق مصلحت یا جلوگیری از مفسده منجر نمی شود چه بسا که وی از درک هدایت و پیام الهی عاجز باشد مانند داستان عزیز مصر که تعبیر خواب خود را نمی دانست یا اینکه مصالح را ابراز نکند و آخر اینکه ممکن است در مقام عمل درست عمل ننماید.
در اهمیت این منبع مدیریتی همین بس که امام خمینی ره معتقد است حاکم جامعه اسلامی باید از اهل معرفت و کشف باشد.  چه بسا تاکید بر این لزوم فراهم شدن زمینه بهره گیری از منبع بسیار ارزشمند کشف در تشخیص مصالح و مفاسد جامعه است.  در اینجا این نکته را باید متذکر شد که اگر والاترین اهل معرفت یعنی معصوم (علیه السلام) هم در راس جامعه باشد و با پیامهای روشن و یقینی حق متعال جامعه را هدایت کند ضمانتی برای تحقق سعادت در جامعه نیست مگر اینکه مردم هم نقش خود را در تحقق مصالح و رفع مفاسد ایفا کنند. این بر مبنای مختار بودن افراد و تعیین نقش برای خود انسانها در حیات فردی و اجتماعی در سنن و قوانین آفرینش است.  
قرآن و سنت
قرآن و سنت بعنوان بیان تجربیه اعلای الهی نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) در اداره جامعه به سوی مقصد سعادت، معیار و میزان مدیریت جامعه اسلامی است. شباهت امور جوامع بشری این امکان را فراهم می کند که در مدیریت موضوعات کلی و جزئی جوامع در همه زمانها بتوان از تعالیم این کتاب میزان استفاده کرد. این کتاب اصول قطعیه و فروع قطعیه و متغیره ای دارد که تحت عناوین اصول و فروع دینی شناخته می شوند. برخی از این تعالیم بیانگر باورهای سلامت بخش و برخی بیانگر رفتارهای سالم ساز فردی و اجتماعی است. 
تجربه
در معارف دین تجربه مورد ستایش قرار گرفته است. علی (علیه السلام) تجربه را از علم نظری با ارزشتر می داند.   تجربه در میدان عمل حاصل می شود لذا صحت و کارایی آن ثابت شده است اما علم نظری هنوز ابعاد و کارایی اش کاملا روشن نیست. جایگاه تجربه در مدیریت های جزئی مانند اداره جوامع در امور مادی بسیار پر رنگ و ارزشمند است. هرچند اهل کشف قادرند به این عرصه نیز وارد شوند و بر پایه علم یقینی و الهامات الهی کارها را بدست بگیرند اما با این کار دیگر جایی برای نقش آفرینی خلاقانه افراد محروم از کشف که اکثریت افراد جامعه را نیز شامل می شوند نمی ماند. لذا این امور به شور و مشورت  ایشان واگذار شده و نیازی به ورود به آن نیست به شرط اینکه فضای جامعه در نتیجه مدیریت صحیح اسلامی در اصول برنامه ها و اهدافش توفیق حاصل کرده باشد. یعنی به شرطی که رعایت اصول در این نوع برنامه ها مورد اطمینان باشد.
تنها نکته ای که در این بخش قابل بیان است این است که در مدیریت امور مادی جامعه می بایست همچنان حفظ سلامتی جسمی و روحی افراد بلکه تعالی آن بعنوان اصل حاکم بر همه اهداف و برنامه ها شناخته شود. لذا نمی توان افراد را در مدیریت سازمانی به مثابه ابزار دید بلکه تعالی افراد در مدیریت سازمانی اسلامی جزء اهداف اند از اینرو نباید از فراهم نمودن زمینه های این هدف غافل بود. از نظر ما پیگیری این هدف مهم در مدیریت سازمانی با بالفعل سازی استعدادهای ارزشمند افراد موجب آگاهی و رغبت بیشتر آنان به کار و خدمت بهتر است. قرآن کریم عمل بهتر را بطور مطلق از اهداف آفرینش انسان معرفی می فرماید. در سوره مبارکه هود می خوانیم:
«وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً 
او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد و عرش (قدرت) او بر آب قرار داشت، (بخاطر اين آفريد) تا شما را آزمايش كند تا كداميك عملتان بهتر است.»   
پس عملکرد احسن بعنوان هدفی از اهداف دینی می تواند هدف سازمان و افراد آن باشد. تعهد افراد به این هدف ارزشمند باعث پیشرفت چشمگیر هر سازمانی خواهد شد.
 
 
 
اصول و فروعی از مدیریت اسلامی در قرآن کریم
1. مکتب تربیت مدیران 
قرآن کریم در بیانی کوتاه برنامه اسلام و پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله ) را چنین بیان می فرماید: 
گام اول : آگاهی بخشی اولیه و ترغیب نسبت به هدف و برنامه 
گام دوم : اجرای برنامه
گام سوم : آگاهی و معرفت بخشی کامل 
بیان قرآن کریم چنین است :
«یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه»
«آیات الهی را بر آنان تلاوت می کند و آنها را تزکیه و پاک می نماید و به ایشان کتاب و حکمت می آموزد.»
با دقت در مراحل مذکور چنین به نظر می آید که برنامه اسلام و قرآن برنامه مدیرپروری است چرا که آغاز و پایان این مسیر معرفت آفرینی و معرفت افزایی است. مرحله واسط یعنی مرحله تزکیه نیز نوعی رفع مانع همراه با عمل سازنده محسوب می شود که باز در راستای تحقق دانش کامل است و این با آنچه که در بحث عبودیت گفته شد مطابق می باشد. در آنجا گفتیم که نقش آفرینی مطیعانه انسان در مکتب خدای متعال با هدف آموختن ربوبیت به اوست. اگر گفته شود برنامه دین بطور مختصر در این رابطه چیست می گوییم سه مرحله ای که در بالا گفته شد.
از این بیان می توان چنین نتیجه گرفت که :
در مدیریت یک سازمان تعالی و ترقی سازمانی یکی از اصول است.
به این معنا که می بایست برنامه و مقرارت خاص برای تعالی و رشد افراد در پستهای سازمانی وجود داشته باشد. این رشد و تعالی علاوه بر اینکه می تواند موجب تجدید نیرو و برنامه ها گردد کارکنان را به تلاش بیشتر برای کسب شایستگی احراز پستهای بالاتر تشویق نماید. سازمانهایی که رشد سازمانی در آنها وجود ندارد موفق نخواهد بود.     
2. تبیین مبدا و مقصد و پرورش نیروها قبل از آغاز حرکت
ترتیب نزول آیات قرآن را می توان بنوعی بیانگر روش آغاز و استمرار مدیریت در اسلام محسوب کرد. قرآن کریم با سور مکی آغاز شده اند. ویژه گی این آیات تعیین هدف و ایجاد حرکت بسوی آنست چرا که اغلب آیات مکی در موضوع مبدا و معاد و تحریض و تحریک افراد بسوی برگزیدن راه و روشی صحیح جهت رسیدن سالم به مقصد آفرینش است. وقتی جامعه اسلامی آنروز نسبت به مقصد انسان و زندگی بشر بطور روشن آگاهی و باور پیدا کرد واهداف و مقاصد نازله مادی به اهداف عالیه معنوی و اصطلاحا اخروی تبدیل شد حرکت دوم آغاز گشت. در این بخش از مسیر تحول بزرگ تشکیل حکومت اسلامی در مدینه اتفاق افتاد. این تحول، تکامل عادی یک حرکت بزرگ اجتماعی در سیر صعودی خود محسوب می گردد. لذا در این بخش آیات قرآن کریم بطور واضحی تفصیل می یابند و از اوج بیان کلیات معارف به سطح بیان جزئیات امور در مدیریت همه جانبه اجتماع فرود می آید. نبی اکرم صلی الله علیه و آله در این بخش برای اداره مسائل جدید،  منتظر نزول آیات هدایتگر الهی بود و تا پیش از آن اقدام به عمل نمی فرمود. در حقیقت بسیاری از آیاتی که امروز ما با نگاه معرفت جویانه به آن توجه می کنیم دستور مستقیم الهی در مدیریت میدانی جامعه اسلامی بوده است. به این ترتیب مدیریت اسلامی از تبیین مبدا و مقصد و ایجاد ایمان و باور آغاز و با تشکیل سازمان و اجرای میدانی ادامه می یابد. آخرین گام در مدیریت اسلامی انتقال مدیریت است. در انتقال مدیریت، مساله تبیین و بیعت مطرح می شود تا انتخاب آگاهانه در ادامه مسیرنیز استمرار یابد. از اینجا اصلی دیگر از اصول مدیریت اسلامی قابل استنباط است و آن این است :
آغاز و ادامه مسیر با آگاهی و اختیار و همراه با پذیرش مدیر صورت می گیرد.
از فروع قابل استنباط از این اصل آنستکه : افراد آگاه به هدف سازمان و باورمند به مدیر، عناصر مفید و موثر سازمان اند.
 از دیگر نکات مهم مطالب گذشته اینهاست :
منبع معرفتی مدیریت جامعه اسلامی در عالیترین مراتب، اتصال مستقیم به حق تعالی و دریافت هدایت از اوست. قرآن کریم شاهد و دلیل ما بر این ادعاست. در این کتاب آسمانی دستورات مستقیم خداوند متعال در نحوه اداره جامعه مطرح شده است. و از آنجا که امور جوامع شبیه به یکدیگر است فرامین این کتاب الهی برای کسانی که برخوردار از این منبع نیستند دستورالعمل و میزان است. با روشهای علمی نیز باید به استنباط فروعات دیگر جهت اداره جامعه در ابعاد مختلف پرداخت.
3. شایستگی و کمال مدیر
پیامبر اعظم با وجود اتصالش به وحی و هدایت الهی، تا چهل سالگی بعنوان پیامبر معرفی نشد. این یک سنت الهی در مورد انبیاء الهی بوده است. چه بسا علت این امر به تجربه آوردن آموزه ها و کسب صلاحیتهای رفتاری و اخلاقی عالی لازم برای انجام رسالتهای سنگین الهی بوده است. در قرآن کریم، قوت، امانت و علم از علامات شایستگی مدیر دانسته شده است. اما از آنجایی که همه انسانها راع و مسوول دانسته شده اند پس این اوصاف اوصاف همه کسانی است که کاری را برعهده دارند چه عنوانشان مدیر باشد چه کارگر. یک کارگر نیز باید به مدیریت خود، مدیریت روابط خود با سایرین و مدیریت کارش واقف باشد. 
4. همیاری
همیاری یا همان تعاون یک شیوه مدیریتی بر اساس یک نگرش متعالی است. خداوند متعال اصل همیاری را در قرآن چنین بیان فرموده است :
تعاونوا علی البر والتقوی
بر نیکی و پرهیزکاری، همیاری کنید.
 در این نگرش همه اهل ایمان عضو یک خانواده دیده می شوند پس برادران و خواهران یکدیگرند. قرآن کریم این برادری را ابلاغ فرموده است :
انما المومنون اخوه 
همانا مومنان براردان یکدیگرند.
 وقتی این آیه نازل شد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) بین مسلمانان دو به دو  برادری برقرار فرمود. این خانواده بزرگ و شریف اهداف و برنامه هایی دارد که جز با همکاری و همیاری نمی توان به آن دست یافت. 
البته اساس این یگانگی و پیوند در کارها یگانگی و پیوند قلبی و ایمانی است که اهل ایمان را یگانه می سازد. در روایات شریفه ما به این راز تصریح شده است که نور اهل ایمان یکی است.
از نگاه مدیریتی باور به همیاری در افراد نه تنها موجب تعاملات مفید می شود بلکه می توان ساختار سازمان را هم معطوف به همیاری و هم افزایی طراحی کرد.
ح. توانا
 


کد مطلب : 2176               بازدید از مطلب: 121
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ

 [0 نظر]



نام شما :
آدرس سایت یا وبلاگ:
http://
آدرس ايميل :
نظر شما :
کد امنیتی:
  

  یادداشت  
 معرفی
 
الحمد والثناء لعین الوجود و الصلاه و السلام علی واقف مواقف الشهود و علی آله امناء المعبود
 
این سایت به یاری خدا برای ارائه مشاوره دینی و پاسخگویی به سوالات دینی مراجعین عزیز و ارائه مقالاتی در زمینه های مذهبی و فرهنگی می باشد. ما اهل علم و فضل را به همکاری در زمینه های گفته شده دعوت می نماییم.
از او یاری می طلبیم و بر او توکل داریم.

  پیوندها  
  اوقات شرعي  

درباره ما  ارتباط با ما  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬