پنج شنبه 30 شهريور 1396
جملات قصار:
امام رضا (علیه السلام) :دانش گنجینه های با ارزشی است و کلیدهای آن پرسش است پس بپرسید خدایتان رحمت کند.                        امام صادق (ع) می فرمایند : سوال کلید گنج دانش است                        امیر المومنین علی (علیه السلام) : هرکس با خردمندان مشورت کند از پرتوی خردها روشنایی می گیرد .                       
  پیگیری سوالات  

 کد رهگیری:



  ورود  
نام کاربری :   
کلمه عبور :   



به خاطر بسپار
[عضویت]
زمان انتشار: 27 مرداد 1395   07:11:55

نگاهی به نظام آفرینش

نظام آفرینش

چه کسی جهان را آفریده است ؟ آیا جهان به خودی خود آفریده شده است؟ آیا جهان خودش را آفریده است ؟ آیا آفریدگاران متعدد جهان را خلق کرده اند؟ آیا آفریدگار یکتاست یا متعدد؟ اینها همه سوالاتی اند که در اطراف این موضوع قابل طرح اند و پاسخ صریح قرآن کریم، جواب همه آنهاست.
 
مقدمه :
یکی از اوصاف مهم خداوند متعال خالقیت و آفرینندگی است. بی شک این وصف برای ما انسانها که جزئی  از مخلوقات او هستیم بسیار مهم است چرا که اگر این وصف الهی نبود ما هم نبودیم. خداوند به رحمت و مشیت و اراده خویش جهان و ما را آفرید و این بزرگترین و اساسی ترین نعمتی است که به ما داده شده است. اصل بودن ما به آفرینندگی خدای متعال بستگی دارد. 
آفرینش خداوند متعال دارای نظامی خاص می باشد که تفکر و تدبر در آن مارا بسوی معرفت آفریننده  و اوصاف و کمالات او رهنمون می شود. نظام آفرینش نظامی متقن، محکم ، باعظمت و باشکوه است که از قدرت ، علم ، عظمت و شکوه آفریدگارش خبر می دهد. نظام آفرینش تابلوی منحصر بفردی است که در آن چهره اوصاف الهی نمودار است.
قرآن کریم آفرینش و نظام حاکم بر آن را دستمایه ایمان ، هدایت و شناخت خداوند متعال قرار داده است و بارها و بارها انسان را به مشاهده و تفکر در آن سفارش کرده است. نگاه الهی به جهان و اندیشه و تفکر در آن از اوصاف مهم قرآن باوران است چراکه این کتاب بزرگ شاگردان خود را در ارتباط با جهان خلقت و با اندیشه و تفکر در آن تعلیم می دهد.
ما در این مقاله سعی داریم بطور اجمالی به ابعاد مختلف نظام شگرف آفرینش بپردازیم.
 
بحث لغوی خلقت
خلقت در فارسی با لفظ آفرینش می آید .  در زبان عربی خلقت به معنای اندازه گیری پارچه قبل از بریدن آن است . در قرآن کریم آفرینش با تعبیر انشاء و فطرت نیز زیاد آمده است. انشاء به معنای آفرینش و همچنین رشد و تربیت است و فطرت به معنای شکافتن و باز شدن می باشد.   با این بیان معلوم می شود که خلقت به لحاظ مفهوم لغوی بر فطرت و انشاء تقدم دارد چون اندازه گیری شی بر اقدام عملی برای تحقق خارجی و همچنین تربیت و رشد آن مقدم است؛ هرچند در کاربردهای قرآنی این ترتیب همه جا رعایت نشده مثل اینکه در مورد آفرینش انسان از گِل، هم تعبیر خلقت و هم تعبیر انشاء آمده است. البته لازم به ذکر است چون در تعابیر قرآن کریم، خلق گاهی در مقابل امر آمده است  باید خلقت را آفرینش تدریجی دانست چون امر به امور دفعی مربوط است.
 
جهان، مخلوق است
از منظر قرآن کریم جهان، آفریده شده است :
«خلق السماوات والارض» 
«(خدای یکتا )آسمانها و زمین را آفرید.»
این که جهان، آفریده شده حقیقت بزرگی است، وقتی بدانیم ماتریالیست ها دهها سال بر ازلی بودن جهان مادی به همین نحو موجود و بی نیاز بودن از خالق اصرار داشتند تا اینکه تحقیقات دانشمندان به جایی رسیده که نشان می دهد؛ جهان زمان تولدی دارد. جهان ما همیشه اینگونه نبوده بلکه همیشه هم اینگونه نخواهد ماند و به وضعیت قبلی باز خواهد گشت. قرآن کریم هم به این واقعیت بزرگ  تصریح کرده است :
« یوم نطوی السماء کطی السجل للکتب کما بدانا اول خلق نعیده» 
« ما آسمان را ( که همه کهکشانها در آن وجود دارند) مانند در هم پیچیدن نامه ای به هم می پیچیم و آنرا به وضعیت آغاز آفرینشش باز می گردانیم. »
پس مخلوق بودن جهان به معنای برخورداری از آغاز و انجام، هم از نظر دین و هم از نظر علم امروز پذیرفته شده است هرچند برخی دانشمندان لجوج می خواهند حقایق را مانند گذشتگان خود انکار کنند. اینها که به نوعی ادامه دهندگان راه منکران قبلی اند می گویند:
 درست است که جهان آغاز و انجامی دارد اما این امر بصورت خودبخودی است. 
به عبارت دیگر جهان خودش خودش را ایجاد کرده است. اما صریح درک عقلانی این را نمی پذیرد . چطور ممکن است امر معدوم خودش را بسازد. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این ادعای سست را چنین رد می کند:
«به ضرورت عقل هيچ يك از موجودات نه خودش خود را آفريده و نه موجودى مثل خودش، براى اينكه موجود مثل او هم مانند خود او محتاج است به موجود ديگرى كه ايجادش كند، آن موجود نيز محتاج به موجود ديگرى است، و اين احتياج هم چنان ادامه دارد تا منتهى شود به موجود بالذاتى كه محتاج به غير نباشد و عدم در او راه نيابد، و گر نه هيچ موجودى وجود پيدا نمى‏كند، پس تمامى موجودات به ايجاد خداوندى موجود شده‏اند كه بالذات ،حق و غير قابل بطلان است و هيچگونه تغييرى در او راه ندارد.» 
 لذا منکرین خالق یک گام عقب تر رفته و مدعی می شوند:
 جهان یک وجود ازلی است که بر اساس قوانین فیزیک منقبض و منبسط می شود. 
اما این سخن هم چیزی جز تکرار ادعای ماتریالیست های قدیم نیست. آنها که از انقباض و انبساط جهان بی خبر بودند؛ می گفتند جهان با همین وضعیت موجودش ازلی است. هرچند این ادعا هم دچار اشکال عقلی پیشین است اما باید انتظار کشید و فروپاشی این اندیشه ماتریالیستی جدید را هم با پیشرفت دانش بشری به نظاره نشست تا آن روز باید این منکران لجوج را به خود واگذاشت.  
« فذرهم یخوضوا و یلعبوا حتی یلاقوا یومهم الذی کانوا یوعدون» 
« بگذار در اندیشه کودکانه خود فرو بروند تا اینکه روز ( آشکار شدن حقیقتی را ) که بدان وعده داده شدند ببینند.»
و ما فکر می کنیم آن روز دور نباشد. 
« انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا» 
« آنان روز (آشکار شدن حقیقت را ) دور می پندارند ولی ما آنرا نزدیک می بینیم. » 
مخلوق دانستن این جهان آثار فکری روحی و عملی زیادی دارد که در لابلای مطالب آینده بدان اشاره خواهیم کرد.   
 
خدای یکتا ، آفریدگار جهان است
همچنانکه گفته شد جهان مخلوق است . اما چه کسی آنرا خلق کرده است ؟ جهانی به این عظمت و پدیده های بیشمار با ساختارهای وجودی متفاوت و مختلف و پر شگفت را چه کسی آفریده است ؟
قرآن کریم پاسخ روشنی به این سوال اساسی دارد :
« الله خالق کل شیء » 
« خداوندِ یکتاست که خالق هرچیزی است. »
این پاسخ واضح جواب بسیاری از سوالات و شبهاتی است که در اطراف موضوع آفرینش مطرح است.
چه کسی جهان را آفریده است ؟ آیا جهان به خودی خود آفریده شده است؟ آیا جهان خودش را آفریده است ؟ آیا آفریدگاران متعدد جهان را خلق کرده اند؟ آیا آفریدگار یکتاست یا متعدد؟ اینها همه سوالاتی اند که در اطراف این موضوع قابل طرح اند و پاسخ صریح قرآن کریم، جواب همه آنهاست. البته برای این حقیقت که خدای یکتا  آفریدگار جهان است دلایل عقلی نیز وجود دارد. اینجا اشاره کوتاهی به یکی از آنها می کنیم.
برهان وحدت صنع
این برهان، برهانی فلسفی است که در برخی بیانات دینی نیز مورد ستایش قرار گرفته است . بر اساس این برهان، یکسان بودن نظامات جهان آفرینش نشان دهنده یکتا بودن آفریدگار است. چرا که اگر آفریدگار متعدد بود نه وحدتی ممکن بود و نه مخلوقات، با یکدیگر اینچنین ملائم و سازگار بودند. البته اختلافاتی ظاهری در جهان دیده می شود اما اگر به این اختلافات هم دقت کنیم آثار  یا نتایج مثبت و مفیدی در آنها دیده می شود که در کلیت ساختار وجود، یک نوع سازگاری دیگر محسوب گردد مانند خال سیاهی که بر چهره ای سپید باشد ؛ هرچند اختلاف رنگ خال و چهره زیاد است اما همین اختلاف ظاهری موجب زیباتر شدن آن می شود. جهان نیز با همین اختلافات زیباتر به نظر می رسد. 
در  خلاف آمدِ عادت بطلب کام  که  من
کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم 
در تفسیر المیزان در خصوص حصول نتیجه مثبت از اختلافات موجودات چنین آمده است :
«اصطكاك اسباب مختلف در عالم خلقت و برخوردشان نظير برخورد دو كفه ترازو است كه در سبكى و سنگينى دائما در حال مقابله مى‏باشند، اين مى‏خواهد سبكى كند او نمى‏گذارد، او مى‏خواهد سنگينى كند اين نمى‏گذارد، اين مى‏خواهد بلند شود او نمى‏گذارد، او مى‏خواهد بلند شود اين مانع مى‏شود، و نتيجه اين كشمكش آن است كه ترازودار بهره‏مند مى‏شود. پس دو كفه ترازو در عين اختلافشان در به دست آمدن غرض ترازودار اتفاق دارند، و يا به عبارتى ديگر اختلاف آنها است كه باعث مى‏شود ترازودار جنس كشيدنى خود را بكشد و وزن آن را معلوم كند.» 
پس در جهان اختلاف و تقابلی نیست و اگر هم باشد از اسباب تعادل و توازن است. وحدت و یگانگی آفرینش جهان که امری فراگیر است ما را به یگانگی خالق راهنمایی می کند. دانش های نوین نیز ثابت کرده اند که قوانین حاکم بر طبیعت بلکه اجزاء و عناصر در سرتاسر گیتی همان است که ما اینجا مشاهده می کنیم. این تاییدی است بر برهان وحدت صنع که جهان را مجموعه ای بزرگ و یکدست از موجودات و قوانین سازگار و متوازن می داند. 
 
اصول حاکم بر آفرینش
به اراده خدای متعال بر جهان آفرینش اصولی حاکم گشته است که در همه مراتب و مدارج آن قابل مشاهده است. این اصول ساختار آفرینش را تعیین می کنند و به آن نظم و سامان می دهند بطوری که بر اساس آن، همه موجودات در ارتباطی مشخص و منطقی با هم قرار گرفته و از اسباب و علل خاص خود تبعیت می کنند. ما چند اصل مهم از اصول حاکم بر آفرینش را در اینجا مطرح می کنیم.
1. اصل سببیت
اصل سببیت به این معناست که هر پدیده ای در جهان از اسباب و علل خاصی ناشی می شوند. این اصل از آن بیانات قرآنی استنباط می شود که برای هرچیزی علتی معرفی می کند. مثلا خلقت انسان از خاک یا خلقت جن از آتش یا آفرینش آتش از سوختن چوب و امثال آن. اصل سببیت باعث می شود ما جهان را جهانی با حساب و کتاب بدانیم و از هرچیزی هرچیزی را انتظار نداشته باشیم. ما نباید از آتش سرما و از برف گرما را انتظار داشته باشیم چون آندو برای امور دیگری سبب و علت اند. انسان باید از خوردن غذا انتظار سیر شدن و از ورزش انتظار قوی شدن داشته باشد نه بالعکس. وقتی پدیده های جهان دارای علل و اسباب خاص خود باشند طرق مشخصی نیز برای وصول به هرمقصدی خواهد بود لذا روابط موجودات با یکدیگر نظام خاص خود را داشته و بدین سان اسباب هدایت و کمال یا ضلالت و نقص موجودات نیز مشخص می گردد. آنگاه می توان در این نظام موجودی داشت که با اختیار خود ، با اندیشه و انگیزه خود بلکه با عشق و علاقه خود مسیر کمال را بپیماید و به قله فضیلت و عظمت برسد یا با سوء انتخاب و اختیار و علاقه ، به جهت دیگری برود.
اصل سببیت را از نگاه و منظری دیگر هم می توان مطرح ساخت و آن چنین است:
از آنجا که همه پدیده ها در جهان از طریق اسباب تحقق می یابند پس اراده الهی هم همیشه از طریق سبب یا اسبابی در جهان تحقق خارجی می یابد و هیچگاه هیچ پدیده ای بدون سببی از اسباب نیست. امام صادق (علیه السلام) به این اصل چنین تصریح می فرماید:
« ابی الله ان یجری الامور الا باسبابها فجعل لکل شیء سببا »  
« خداوند متعال ابا دارد امورجهان را جز به اسباب خودش اداره نماید پس برای هر پدیده ای سببی قرار داد. »
لازم به ذکر است که اصل سببیت در نظام آفرینش با برهان علیت در ادله اثبات خدای متعال تفاوت دارد هرچند بی ارتباط با آن نیست و سرچشمه اصل سببیت ، واقعیت صدور جهان از خالق یکتاست. و دیگر اینکه معجزات نفی اسباب نیست بلکه حاکمیت سببی فرامادی در تحقق پدیده ها می باشد.
2. اصل اندازه
یکی دیگر از اصول حاکم بر آفرینش اصل اندازه دار بودن مخلوقات است. قرآن کریم در این خصوص می فرماید:
« انا کل شی خلقناه بقدر» 
« ما هرچیزی را به اندازه ای آفریده ایم.»
اینکه  در جهان، هرچیزی اندازه ای دارد یک واقعیت مشهود است اما از آنجا که اندازه های وجودی پدیده ها یکسان نیست خودبخود مراتبی بین آنها ایجاد می شود بلکه آفرینش در مراتب وجودی تحقق می یابد. این نتیجه مهمی در شناخت نظام آفرینش است که ما را به حقایقی دیگر رهنمون می سازد. از جمله اینکه آفرینش، نظام مشکک و ذو مراتب دارد یا اینکه مرتبه مادی ما به یک مرتبه والاتری متصل است و چه بسا این ارتباط می تواند امکان ارتقا ما را فراهم کند و آنگاه است که باید بر اساس اصل قبلی بدنبال طرق و اسباب این ارتقاء نیز باشیم.
یک نتیجه مهم دیگری که می توان از این اصل گرفت شناخت تفاوت اساسی میان خالق و مخلوق در کیفیت وجود است. از آنجا که گفتیم طبق بیان قرآن کریم همه پدیده ها ( چه مادی و چه غیر مادی) دارای اندازه اند پس جهان آفرینش جهان اندازه هاست و این همان تفاوت اساسی میان جهان آفرینش و آفریدگار است. جهان ، جهان اندازه هاست و خالق بی اندازه است. 
البته یک نتیجه اخلاقی نیز بر این شناخت مترتب می شود و آن لزوم  احترام و تعظیم  بزرگان و در راس آن خالق یکتای عظیم است که اندازه ای در بزرگی آن قابل تصور نیست. ما موجودات کوچک با  اندیشیدن به این واقعیت، لزوم فروتنی و تواضع در برابر خالق یگانه را درک می کنیم سپس با نهادینه شدن آن در درونمان در برابر سایر مخلوقات هم متواضع می شویم. یکی از مهمترین صفات اخلاقی تواضع است که به کمک آن، انسان  از کبر و غرور دور می ماند؛ کبر و غروری که اولین گناه را برای ابلیس طرد شده و سپس برای دیگران رقم زد.
3. اصل تنزل
اصل تنزل اصلی ناشناخته است. با اینکه قرآن کریم بیانی صریح در این مورد دارد اما کمتر بدان توجه شده است. قرآن کریم این اصل را چنین مطرح می فرماید:
« ان من شی الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم» 
« هرچیزی در نزد ما خزانه ای دارد و ما آنرا جز به اندازه ای مشخص نازل نمی کنیم»
این بیان نورانی حقایق بزرگی را در مورد پدیده های جهان به ما ارائه می کند:
 اول : اینکه هر پدیده ای اصل و حقیقت و خزینه ای در نزد خداوند متعال دارد. 
دوم : اینکه همه پدیده ها از آن اصل و حقیقت و خزانه نامحدود خود نازل شده اند.
سوم : اینکه وجود اینسویی موجودات و انسان ، تنزل و به اندازه در آمدن حقیقت آنسویی اوست. 
این نتایج ارزنده می تواند در شناخت جهان و انسان تحول بزرگی ایجاد کند و می تواند پایه تحقیقات دینی و علمی دامنه داری باشد. 
خوب است با استفاده از همین اصل یک تصور عامیانه ای که از برخی بیانات دینی ناشی شده است برطرف گردد. در برخی بیانات دینی تعبیر "خلقت موجودات از عدم "  وجود دارد. اول اینکه باید بدانیم این تعبیر در قرآن کریم وجود ندارد و اگر بخواهد یک اصل قرآنی در مورد خلقت موجودات محور باشد همین اصل تنزل است. دوم اینکه ما با بیان قرآنی آن تعبیر را تفسیر می کنیم نه بالعکس. بر این اساس معنای خلقت از عدم، نبود موجودات در مرتبه نازله است نه اینکه وجود آنها در هیچ مرتبه وجودی تحقق نداشته است. به بیان ساده تر خداوند موجودات را در حالی در یک مرتبه وجودی مثل عالم ماده خلق می کند که پیش از آن، آنجا  نبوده اند اما این بدان معنا نیست که اصلا تحققی نداشته اند چرا که بر اساس بیان قطعی قرآن کریم وجود هرچیز در هر مرتبه وجودی، نازله ی خزانه وجودی او در مرتبه بالا است. البته نحوه وجودی هرچیزی متناسب با مرتبه ای است که در آن تحقق دارد. لذا نباید تصور کرد مرتبه وجود مادی و فرامادی اشیاء به یک نحو است تا اوصافی از قبیل "بدیع" برای خدوند در خلقت موجودات دچار اشکال گردد.  نتایج اصل اندازه هم اشاره ای به این اصل داشت.
4. اصل بی عیبی
باعث تاسف است که با وجود بیانات نورانی قرآن کریم ذهن متدینین ما از اندیشه های پر شده است که پایه و اساس قرآنی ندارد. یکی از این اندیشه ها عیب دار بودن موجودات و مخلوقات بخصوص موجودات مادی است. این اندیشه هیچ پایه قرآنی ندارد بلکه قرآن خلاف آنرا بیان می فرماید:
« فارجع البصر هل تری من فطور ثم ارجع البصر کرتین ینقلب الیک البصر خاسئا و هو حسیر» 
«" فطور" از ماده" فطر" (بر وزن سطر) به معنى شكافتن از طول است، و به معنى شكستن (مانند افطار روزه) و اختلال و فساد نيز مى‏آيد، و در آيه مورد بحث به همين معنى است.منظور اين است كه هر چه انسان در جهان آفرينش دقت كند كمترين خلل و ناموزونى در آن نمى‏بيند.» 
قرآن کریم در این آیات شریفه انسان را به نگاه عالمانه و دقیق به مخلوقات دعوت می فرماید. سپس می فرماید هرچه دقیق تر نگاه کنی می بینی نقص و سستی و فسادی در خلقت وجود ندارد لذا هرچند نگاه عیب یاب خود را برای یافتن یک نقص و عیب به کار بگیری چیزی جز خستگی چشم عایدت نمی شود. به عبارت ساده تر جهانی که خدای متعال حکیم قادر دانا آفریده است خالی از عیب ونقص است. همه موجودات در ساختار وجودی خود و در ارتباط با سایر موجودات بی عیب و نقص اند. آیا از چنان خدایی، آفرینشی جز این انتظار می رود؟ آیا خداوند نقصی دارد که در آفرینش او عیب و نقصی باشد؟
پس جهان آفرینش بی عیب و نقص است چه کل آن و چه اجزائش در مرتبه خودشان. اما این تصور که جهان پر از عیب و نقص است از کجا ناشی شده است ؟
پاسخ این سوال را شاید در برخی بیانات اخلاقی دینی بتوان یافت. در این بیانات برای دور ساختن افراد از غرور و تکبر و همچنین دنیا پرستی تعابیری وجود دارد که از آن معیوب و ناقص بودن انسان و جهان می توان برداشت کرد و چون این سخنان زیاد تکرار شده است بعنوان یک اصل در ذهن عموم جا گرفته که انسان و جهان پر از عیب و نقص است. خوب البته بیانات اخلاقی دارای ارزش زیادی هستند و انسان را از رذائل دور می کنند اما این بیانات الزاما علمی نیستند چون هدف آنها ایجاد شناخت نیست بلکه کاربرد دیگری دارند پس نباید در شناخت انسان و جهان از این جهت بعنوان یک اصل علمی لحاظ شوند بلکه باید بدنبال همان کاربرد اخلاقی و عملی آنها بود و با متذکر شدن آن در جستجوی کمال برتر و دوری از رذایل اخلاقی بود.
البته یک دلیل دیگری هم برای این دیدگاه وجود دارد و آن مقایسه موجودات با یکدیگر است. مثلا وقتی حیوان را با انسان مقایسه می کنیم حیوان را ناقص می یابیم. وقتی انسان را با خدای متعال مقایسه می کنیم اورا ناقص می یابیم. این نقص بینی عادی از یک جهت خوب و از جهتی بد است. از آن جهت که انسانِ با استعداد با باورکردن نقص خود در صدد کسب کمال بر می آید، خوب است  اما از آن جهت که این نقص را به کل جهان و موجودات دیگر تعمیم می دهد بطوری که مجموعه ای سراپا ناقص به نظر می رسد بد است. 
پس انسان و جهان بعنوان مخلوق خداوند قادر دانا، کامل اند؛  اما کمال را مراتبی است که با مقایسه مراتب ، یکی کامل و دیگری کاملتر به نظر می رسد. از دعای شریف سحر ماه مبارک رمضان هم می توان این نگاه متعالی به جهان و پدیده های آن را آموخت.  در سرتاسر این دعای شریف، پدیده ها که عنوان آیات ، اسماء و امثال آنرا دارند یا کامل اند یا کاملتر و هیچکدام ناقص نیستند. البته می توان قائل به این تفصیل هم بود که هرگاه موجودات را بعنوان آیات الهی مورد توجه قرار می دهیم خالی از نقص اند چه اینکه آن قادر حکیم هیچ چیزی را بدون نقشی موثر و مثبت در هستی نیافریده است اما آنگاه که موجودات را به نسبت مراتب کمالی که دارند مقایسه می کنیم یکی کامل و دیگری کاملتر است و اگر در صدد سوق دادن انسانها بسوی کمالات قابل دسترسشان باشیم سخن از نقص به میان آورده و انگیزه آنها را در طی مسیر افزایش می دهیم. 
 
 
 
5. اصل هدفدار بودن
درست است که خدای متعال به عنوان وجود کامل مطلق کمبودی ندارد تا رفع آنرا هدف و مقصود خود قرار دهد اما این بدان معنا نیست که مخلوقات هم بی هدف باشند. مخلوقات آغاز و انجامی دارند پس همان سرانجام، هدف و مقصود آنهاست.
خداوند متعال در قرآن کریم در بیانات مختلفی هدفدار بودن جهان و انسان را مطرح فرموده است:
«  و ما خلقنا السماوات والارض و ما بینهما باطلا ذلک ظن الذین کفروا » 
« و ما آسمانها و زمین و آنچه بین آنهاست به باطل خلق نکرده ایم آن تصور کسانی است که کافر شدند. »
یا در بیان دیگری می فرماید :
«آیا  می پندارید ما شما را عبث آفریده ایم؟» 
حال سوال این است که جهان و انسان چه هدفی دارند؟
در پاسخ به سوال هدفداری جهان می گوییم از بیانات قرآن و یافته های علمی چنین به دست می آید که مقصود خلقت جهان ، تحقق وجود انسان و کمال اوست.
قرآن کریم در تعابیر خود این حقیقت  را آشکار می کند که جهان برای انسان خلق شده است :
« هوالذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا» 
« او خدایی است که هرآنچه در زمین است را برای شما ( انسانها) آفریده است.»
این کلام نورانی می گوید تمام جهان در خدمت انسان و برای انسان است پس اگر جهان آفریده شد برای انسان آفریده شده است. در تایید این معنا در روایت قدسی آمده است :
« من همه چیز را برای تو و تورا برای خود آفریدم. » 
حال پاسخ سوال دوم هم روشن شد که : هدف انسان چیست ؟
آری هدف انسان برای خدا بودن است، مقصد انسان خداست. قرآن کریم در بیانی شریف این حقیقت را بیان می کند:
« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» 
«و من جن و انس را جز برای عبادتم نیافریدم.»
هرچند به ظاهر، هدف وصول به خدا و عبادت خدا متفاوت اند اما با دقت می یابیم که خداوند متعال در این بیان کامل حکیمانه هم راه و هم هدف را بیان فرموده است. 
«حقيقت عبادت اين است كه بنده، خود را در مقام ذلت و عبوديت واداشته، رو به سوى مقام رب خود آورد.» 
راه رسیدن به خدا بندگی او و بندگی، چیزی جز تمرین فعل و صفت الهی نیست. وقتی فعل و صفت الهی در انسان تکرار و نهادینه شد او به خدا متصل و واصل است چه اینکه خدای متعال امر مادی نیست که رسیدن به او با پیمودن مسافتی و تکیه کردن به حدی جسمانی باشد بلکه اتصال به خداوند متعال یعنی اتصاف به اوصاف او تعالی در حد توان بشر.    
پس خداوند متعال، جهان را برای انسان و انسان را برای خودش آفرید. و اینگونه هدفداری جهان و انسان، باعث تشکیل دایره ای می شود که مبدا و مقصد آن یکی  است و آن خود حق تعالی می باشد.
« انا لله و انا الیه راجعون » 
« ما از آن خداییم و به سوی او در حال بازگشتیم.»
پس جهان مسخر انسان و انسان مسخر خداست. خداوند متعال مسخر بودن جهان برای انسان را در این تعبیر مطرح می فرماید:
«و سخر لکم الشمس والقمر دائبین و سخر لکم الیل والنهار» 
« و خورشید و ماه روان را و همچنین روز و شب را مسخر ( و مطیع) شما قرار داد.»
6. اصل هدایت
وقتی گفتیم جهان هدفدار است پس باید بپذیریم نظام آفرینش بسوی آن هدف سوق داده شده است در نتیجه باید بپذیریم که همه موجودات به نحوی هدایت می شوند. این حقیقتی است که قرآن بدان تصریح کرده است:
« ربنا الذی اعطی کل شی خلقه ثم هدی » 
« او خدایی است که آفرینش هرچیزی را بدو عطا کرد سپس آنرا هدایت نمود.»
معنای آیه آنستکه وجود هر موجودی با همه استعدادات و امکاناتش، هدایت شده بسوی مقصد و هدف آن است.  اصل هدایت به ما می گوید جهان بسوی تحقق وجود انسان و کمال او سوق داده شده است. یافته های علمی نیز به نوعی همین معنا را تایید می کنند چون این یافته ها به ما می گوید؛ مراحل طولانی چهارده میلیارد ساله آفرینش جهان به تحقق پیچیده ترین موجود یعنی انسان رسیده است. درست است که ما از آینده خبر نداریم اما قطعا مقصد کاروان آفرینش تا بدین جا تحقق وجود انسان بوده، پس تمام هستی بسوی آفرینش این مخلوق هدایت شده است. اما بیانات دینی بلکه تحقق اصل مساله نبوت و رسالت در مورد انسان این امر را قطعی می سازد که تمام هستی نه تنها برای بوجود آمدن انسان بلکه برای کمال او در کارند.
شاعر پرآوازه  سعدی شیرین زبان، با الهام از قرآن و روایات چنین می گوید :
ابر و باد ومه و خورشید و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری 
به غفلت نخوردن نان در اینجا به معنای در ذکر و یاد خدا بودن در همه حالات حتی در حال برآوردن نیاز مادی است. ذکر و یادی که موجب شرافت ذاکرین و دوای شیفتگان و کمالی بزرگ از کمالات انسانی است.
البته برای هدایت انسان به کمالش، ذات باری تعالی خود دست بکار شده است و از طریق اسباب عادی و غیر عادی با الهام تکوینی و تشریعی انسانها را در با عقل و آگاهی هدایت فرموده که اوج این هدایت گری، ارسال رسولانی از میان خود بشر برای تحقق برنامه خاص هدایت الهی برای وی می باشد.
 
هدایت های نظام آفرینش
نظام آفرینش با اوصاف شگرف خود، انسانها را به حقایقی هدایت می کند. شبها و روزها ، زنده شدن و مردن، آسمان با عظمت و زمین پربرکت ووو همه و همه در طول و عرض حیات بشر در کره خاک،  الهام بخش افکار و اندیشه ها و گشاینده راههایی مهم برای او بوده است. اکنون می خواهیم به برخی از این هدایت ها در قرآن کریم بپردازیم .
1. هدایت به بی نیاز
وقتی به موجودات نگاه می کنیم هر یک را به دیگری نیازمند می بینیم. دانه را به آب و خاک ، درخت را به نور و زمین ، زمین را به آسمان ، انسان را به پدر و مادر ، ستارگان را به کهکشان و کهکشان را به انرژی ووو
ما این جهان را با نیاز اجزاءش شناسایی می کنیم. این جهان جهان نیازمندان است. پس در آنسوی پرده نیازمندی جهانیان ، بی نیازیِ جهانداری هست که نیاز اورا برآورده می سازد در غیر اینصورت چگونه جهان نیازمندان سرپا بماند. چه بسا بعضی براهین عقلی و اندیشه های فلسفی با تفکر و تدبر در این حقیقت حاصل شده باشد. برهان واجب و ممکن در فلسفه همان برهان غنی و نیازمند است. اینها دلایلی اند که انسان با مشاهده مستقیم جهان آفرینش و حکم صریح عقلانیت، بدان هدایت می شود و الهام بخش او چیزی جز  عالم آفرینش نیست.
« ان فی خلق السماوات والارض و اختلاف اللیل والنهار لایات لاولی الالباب » 
« همانا در خلقت آسمانها و زمین و اختلاف شب و روز نشانه های آشکار برای صاحبان خرد است.»
2. هدایت به نظم
چه بسا انسان های اولیه اطلاع کمی از نظم حاکم بر جهان داشتند. آنها می دانستند روز و شب و ماهها و فصلها منظم اند. یا ایام جفت گیری برخی حیوانات یا به ثمر نشستن برخی گیاهان نظم خاصی دارد. اما فکرش را هم نمی کردند که این نظم، فراگیر و جهانشمول بوده و تمام اجزاء ریز و درشت عالم را در تحت سلطه خود دارد. اما هرچه انسان در آفرینش تفکر و تجربه و آزمون کرد، ابعاد جدیدی از نظامات آفرینش و قوانین طبیعت را کشف نمود. او دانست ستارگان هم در طلوع و غرب و حرکت خویش نظمی دارند، بلکه بافتها و اجزاء بدن انسان و حیوانات و گیاهان هم از نظم خاص خود برخوردارند. در تحقیقات پیشرفته تر امروزی هم ثابت شده این نظم و هماهنگی در ریزترین ساختارهای عالم ماده وجود  دارد پس بر اساس آن،  تحقیقات و برنامه های جدیدی طراحی و فناوریها و محصولات دانش بنیان بسیاری بوجود آمد. تمامی اکتشافات و اختراعات انسان ناشی از کشف پله به پله نظام های آفرینش است. 
« هوالذی جعل الشمس ضیاء ا و القمر نورا و قدره منازل لتعلموا عددالسنین والحساب ما خلق الله ذلک الا بالحق یفصل الایات لقوم یعلمون» 
« او همان خدایی است که برای خورشید روشنایی و برای ماه نور قرار داد و برای ماه منزل هایی اندازه گیری کرد تا اینکه شما عدد ماه و سال را بدانید و آن را خداوند جز به حق نیافرید، اوست که آیاتش را چنین تفصیل می دهد برای انسانهایی که (حق) را می دانند.» 
پس آنگاه انسان به نظم در جهان ایمان آورد و سعی کرده و می کند که زندگی و حیات خویش را نیز نظم انضباط ببخشد هرچند برخی افراد بدلایلی چندان دوستدار نظم نیستند :
« بل یرید الانسان لیفجر امامه » 
« بلکه انسان می خواهد ( همیشه) جلو او باز باشد.»
چه بسا این خصلت انسان از روح متعالی او ناشی می شود که در مرتبه وجودی خود مبتلای به قید و بندهای عالم ماده نیست اما ابتلای به تدبیر جسم و حیات مادی، او را به حبس درآورده است لذا فکر می کند با لاقیدی و ولنگاری می تواند خود را از این حبس برهاند اما هرگز چنین نیست، بلکه لاقیدی و ولنگاری روح انسان را به امور دنیوی اسیرتر ساخته و پروازش را ناممکن تر می کند. انسان راهی ندارد جز اینکه تا حد لازم جسم را حبس کند تا روح فرصت پرواز بیابد. این حبس چیزی جز پذیرفتن نظمی هدفمند در مسیر کمال انسانی نیست.
اگر انسانها از یکسو باور داشته باشند مسیر کمال آنها مسیر خاصی است و از سوی دیگر به لزوم و ضرورت نظم بخشی به زندگی خود باورمند شوند حتما در جستجوی مکتبی خواهند بود که برنامه ای کامل و جامع برای او داشته باشد. ما معتقدیم این برنامه از سوی خدای متعال با نام اسلام از ابتدای حیات بشر تا کنون به انسان عرضه شده است. اسلام، برنامه الهی خاص نظم آفرینی است که زورق حیات بشر را در نهر نظام آفرینش بسوی کمال مطلق، روان می سازد.
3. هدایت به تجلی
نظام آفرینش انسان را پس از هدایت به اصل آفریدگار به اوصاف او نیز هدایت می کند. این به آن دلیل است که هر آفریده ای محل نمایش و تجلی اوصاف آفریدگار خویش است پس جهان آفرینش نیز انسان را به اوصاف آفریدگار تعالی هدایت می کند. انسان در تمام اجزاء عالم آفرینش می تواند به مشاهده اوصاف حق بنشیند. آسمان رفعت خداوند ، زمین آغوش مهر الهی ، دریا برکت او ، کوه صلابت و شکوه حق ، درختان و گیاهان حیات و زندگی و در آخر، انسان همه اوصاف حق را در اندازه های مشخصی به نمایش می گذارند. آری وجود جهان از وجود آفریدگار خود جدا نشده است که اگر بین آنها جدایی بود نظام آفرینش فرو می ریخت و معدوم می گشت. 
« الله لا اله الا هوالحی القیوم » 
« خدای یکتا خدایی جز او نیست زنده به پا دارنده ( جهان ) است.»
و چه زیباست که انسان محدود در آغاز با اوصاف الهی در اندازه ها و آیات محدودی آشنا می شود و انس می گیرد سپس به سوی اوصاف بیکران ذات حق  سفری معنوی می نماید.
امیر مومنان (علیه السلام) که از داناترین آفریدگان به معارف قرآن کریم است، جهان را تجلی و محل نمایش ذات حق تعالی و اوصاف او می داند :
« الحمد لله الذی تجلی لخلقه بخلقه » 
« ستایش خدایی را که با آفریدگان بر آفریدگان آشکار گشت.»
در این معانی اسراری نهفته است که جز با اهل راز نگفته اند.  همین اشارت بس که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:
«هرکس خدا را بیشتر دوست بدارد مخلوقات را نیز بیشتر دوست می دارد.» 
 
 
تعامل صحیح با نظام آفرینش
نظام آفرینش آن چیزی است که ما در متن آن حضور داریم و با شوون و ابعاد مختلفش سر و کار داشته و حشر و نشر می نماییم. این ارتباط دائم گسترده مستلزم داشتن نقشه ای برای سالم سازی و ارتقاء است. وقتی طرح این نقشه، جامع و کامل باشد ما تعامل صحیحی با نظام آفرینش خواهیم داشت و این به مثابه حرکت در جهت جریان رودخانه عظیم هستی است. ما همراه با کاروان هستی به مقصد خود خواهیم رسید.
 
1. گام اول : مطالعه و تفکر 
جهان آفرینش را به اوصافی شناختیم که نیازمند تفکر و تدبر بسیار است. این نظام پر از حرف ، پر از راز و پر از راههای ناشناخته و مسیرهای ناپیموده ای برای انسان است. پس اول باید آنرا شناخت و گام اول در شناخت، مطالعه و تفکر است. ما از این جهان پر راز و رمز جز چهره ای ظاهری و غبار گرفته از آرزوهای دنیوی، نمی بینیم در حالیکه اگر کمی به مطالعه و تفکر بنشینیم می یابیم که اسرار و حقایق هستی چنان پر عظمت، شگرف و زیبا هستند که هرچه از زیبایی آن بنوشیم سیراب نمی شویم. شگفتی های جهان آفرینش پایان پذیر نیست.
قرآن کریم به دنبال این است که به هر بهانه ای انسانها را بسوی مطالعه و تفکر در جهان سوق دهد لذا حتی به سراغ اعراب بادیه نشین بی سواد  می رود و آنان را به اندیشه و تفکر در خلقت موجودات اطرافشان دعوت می کند:
« افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت و الی السماء کیف رفعت و الی الجبال کیف نصبت و الی الارض کیف سطحت » 
« آیا به شتر نمی نگرند ( که از خود بپرسند) چگونه خلق شده است و به آسمان که چگونه رفعت یافته است و به کوهها که چگونه استوار گشته اند و به زمین که چگونه هموار شده است؟» 
سپس از نبی اکرم ( صلی الله علیه و آله ) می خواهد آنان را نسبت به تفکر در این حقایق متذکر گردد :
« فذکر انما انت مذکر» 
« پس تذکر ده ( این تفکر و اندیشیدن را ) که همانا تو فقط تذکر دهنده ای ( چون ما اسباب تفکر را به آنها داده ایم )»
آری جهان و اسرارش غذای فکر و اندیشه و آنگاه قلب ماست. اگر ما جهان را آنگونه که هست بشناسیم اندیشه مان سیراب شده و دوستدار جزء جزء و ذره ذره آن می شویم چراکه این آفریده بزرگ، خیلی خوب خدای خود ا نشان می دهد، خدایی که همه نیازها و آرزوها به او ختم می شود.
2. گام دوم : شناخت دین
گام دوم  در تعامل صحیح با آفرینش شناخت دین است. دین هم دعوت کننده به شناخت نظام آفرینش است و هم برپایه حقایق آن بنا شده است لذا ما هرچه در دین تفکر و مطالعه و تحقیق کنیم بیشتر سنت های الهی حاکم بر این جهان را می شناسیم بلکه دین بهترین میزان در شناخت نظام آفرینش است چرا که عقل و اندیشه انسان از مکر شیطان و رهزنی هوی و هوس و غیره در امان نیست لذاست که بیشتر انسان ها با پدیده های نظام آفرینش صرفا در جهت کسب منفعت و لذت خویش رابطه برقرار می کنند اما دین نگاهی الهی و همه جانبه به جهان دارد و همه ابعاد را مد نظر قرار داده است حتی ابعادی که با دقیقترین اندیشه ها نمی توان به آنها راه یافت. شناخت دین، معرفت ما را از جهان ارتقاء بخشیده و کامل می سازد و مسیرهایی را برای ما آشکار می کنند که ما به خودی خود راهی بدان نداشتیم اما شناخت و گام نهادن در همین راهها حقایقی جدید را به ما می آموزد تا جایی که برای انسان کمال یافته و خردورزِ آگاه دل، یک برگ درخت، دفتری بزرگ از دانسته هاست.
برگ  درختان  پیش  خداوند  هوش
هر ورقی دفتری است معرفت کردگار 
3. گام سوم : حرکت در مدار دین و عقلانیت
در ارتباط گسترده ای که با نظام آفرینش داریم نیازمند به شناختی بودیم که ما را راهنمایی کند. این شناخت با تفکر و اندیشه در خود نظام آفرینش و همچنین شناخت دین بدست می آید. اما شناخت تنها برای شناخت نیست بلکه برای عمل و اقدام نیز می باشد. لذا پس از اینکه آگاهی های لازم و کافی را از عقل و نقل بدست آوردیم روابط خود را با همان معیار طراحی می کنیم و به عمل می پردازیم. مطمئنا اگر راه صحیحی را در باب شناخت طی کرده باشیم آسوده خاطر خواهیم بود که ارتباط ما صحیح ، سالم و سازنده است و بزودی ثمرات آن، در تمام شوون زندگی ما آشکار خواهد شد. بازم است بدانیم که حفظ ارتباط عملی ( سلبا یا ایجابا ) ما با موجودات نظام آفرینش باید حفظ شود چرا که این ارتباط از جهتی مانند ارتباط مادر و فرزند است . ما فرزندی برای نظام آفرینش هستیم و در آغوش امن و پرمهر آن زندگی می کنیم لذا قطع رابطه یا سوء رابطه که به منزله قطع است، مصداقی از قطع رحم خواهد بود و نتایج خطرآفرین آن به خود ما باز خواهد گشت. قطع ارتباط یا سوء ارتباط با جهان آفرینش استعدادهای ما را ناشکوفا و مسیرهای ما را بسته نگه می دارد. به همین دلیل است که اولیاء الهی با وجود کامل بودن در بعد معرفتی با برنامه دین به عرصه ارتباط عملی گسترده با جهان و انسان وارد می شوند چرا که این ارتباط برای ایشان نیز برکات زیادی دربردارد.
4. گام چهارم : سپاسگزاری و احترام
در اخلاق دینی و الهی، سپاسگزاری بسیار مورد تاکید است چرا که ادای حق منعم محسوب می شود. درست است که خدای متعال ولی نعمت ماست اما هیچ نعمتی از نعمتهای الهی بدون وساطت یک یا چند آفریده به ما نمی رسد.
در گفتاری زیبا از امام صادق آمده است:
« نان را اکرام کنید چون برای تهیه آن همه مخلوقات از عرش خدا تا زمین دست به دست هم داده اند.» 
این بیان اعجازگونه علاوه بر بیان عظمت آفریدگان و لزوم پاسداشت آنها اشاره ای هم به مساله سپاسگزاری دارد اگر اهل اشارتیم.
 پس آن وسائط نیز در انعام الهی به اراده و مشیت حق تعالی، دخیل اند لذاست که ما علاوه بر سپاسگزاری از خدای متعال باید از اسباب نعم نیز سپاسگزار باشیم. ما در تنعم خویش مدیون تمام موجودات عالم هستیم. چراکه بالاخره آنها نیز در این اِنعام دخیل بوده و حق بر گردن ما دارند. البته بر اساس آموزه های دینی هیچ موجودی بدون شعور و آگاهی و بی خبر از سپاسگزاری ما نیست چون همه تسبیح گوی حق اند.
« ان من شی الا یسبح بحمده» 
«هیچ چیزی نیست مگر اینکه خداوند را تسبیح و ستایش می کند.»
 ره آورد سپاسگزاری و تشکر ما از اسباب نعم چیزی جز خشنودی طرفین و افزایش مهر و دوستی نیست. چه خوش! حال آن انسانی که با سپاسگزاری از خدا و خلق همه را راضی و خشنود ساخته و از دوستی هردو بهره مند شده است.
از آموزه های مهم دینی در این رابطه این تعبیر زیباست:
« من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» 
« تا از آفریده سپاسگزاری نکنید از آفریدگار سپاسگزاری نکرده اید.»
این بیان بلند توحیدی از ما می خواهد با تشکر از مخلوقات شکر خالق را بجای آوریم چه اینکه مخلوقات ، ایادی خدای متعال در دادن نعمت و یاری ما هستند. البته شکی نیست که مخلوقات منحصر در انسانها نیستند بلکه همه آنچه می بینیم و نمی بینیم، مخلوق خدای تعالی بوده و تشکر از همگان لازم است.
اما سپاسگزاری بدون نوعی از احترام و بزرگداشت تحقق نمی یابد . این علاوه بر آن احترامی است که هر موجودی به جهت آفریدگی و تجلی گری حق دارد . موجودات، با شکوه و عظمت و شگرفی که از خدای خود نمودار می سازند شایسته احترام و بزرگداشتند. این یک خصلت انسانی است که به موجود باعظمت و شگرف احترام بگذاریم . البته منظور از عظمت بزرگی اندازه نیست بلکه عظمت، آن دانش و قدرتی است که در خلقت شگرف یک موجود موج می زند. یک مورچه هم با آن اندازه ظاهری کوچکش، خیلی بزرگ است. دانشمندان بهتر از ما می دانند یک مورچه چقدر بزرگ است چراکه با علم و فناوری پیچیده ای که در اختیار دارند هنوز نتوانسته اند یک موجود زنده ی خودآگاهِ هوشیار با دهها کارکرد مختلف مانند مورچه بسازند. شاید روزی موفق شوند تنها یک ماشین کوچک اختراع کنند که بتواند مانند مورچه حرکت کند اما حیات ، هوشیاری ، زاد و ولد ، ارتباط گسترده و سازنده با همنوعان و سایر موجودات ووو هم خواهد داشت ؟ اگر انسان قادر به ساخت چنین موجودی شود مطمئنا آنرا بسیار بزرگ و عزیز خواهد داشت چون برای ساخت آن، سالها مطالعه و تحقیق لازم بوده و نیازمند دهها فناوری جدید است و بازهم معلوم نیست بتواند چیزی مانند یک مورچه ساده ای باشد که( با کمال تاسف)  ما به سادگی آنرا زیر پایمان له می کنیم.  همه اینها غیر از کارکردها و نقشهای مادی و معنوی دیگری است که هر موجود خدا آفریده ای در طرح کلی جهان به عهده دارد.
خلاصه اینکه نظام آفرینش و مخلوقات آن، هم شایسته سپاسگزاری ما و هم شایسته احترام اند. شایسته سپاسگزاری اند چون اسباب اِنعام الهی اند و شایسته احترام اند چون شکوه و عظمت خداوندگار خویش را نشان می دهند.
5. گام پنجم : خدمت
اقتضای انسانیت و آموزه های الهی آن است که انسان در قبال خدمت دیگران به آنها خدمت کند. قرآن کریم به ما آموخته است :
« اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها او ردوها » 
« اگر به شما تحیت و سلامی کردند با تحیت و سلامی بهتر یا مثل آن پاسخ دهید.»
و چه تحیت و سلامی برتر از خدمت که یک تحیت عملی صادقانه است ؟
با توجه به این معنا ما باید پاسخ خدمات بیشمار نظام آفرینش و مخلوقات آنرا به بهترین وجه بدهیم. اگر جهان در خدمت ماست ما هم در خدمت جهان و مخلوقاتش باشیم. البته این یک مسوولیت سخت و سنگین است اما تکلیف ما همیشه به اندازه توان است پس هر اندازه که می توانیم باید خدمت کنیم. اول به پدر و مادر بعد به خویشان و دوستان سپس به سایر همکیشان و آنگاه به همه انسانها و پس از آن به محیط زیستمان ، به گیاه و حیوان و دره و دشت. و چه خدمتی به آنها بهتر از آسیب نزدن. ترک اذیت و آزار دیگران بهترین نیکی است. باید از هر نوع آزاری نسبت به موجودات پرهیز کنیم. در آموزه های دین ما آمده است که از ریختن فضولات خود به داخل آب و لانه حیوانات خودداری کنید چون باعث اذیت و آزار آنها می شود. 
در فرهنگ غنی ما کمک و خدمت به موجودات حتی آب دادن به  یک سگ تشنه کمتر از عبادتی عارفانه و مخلصانه نیست همچنانکه سعدی بزرگوار نقل می کند فردی سگ تشنه ای را دید و با کلاه خود از چاه آب کشید و بدو داد و خداوند بخاطر این خدمت به آفریده اش تمام گناهان اورا بخشید.
یکی در بیابان سگی تشنه یافت                                                         برون از رمق در حیاتش نیافت
کله دلو کرد آن پسندیده کیش                                                   چو حبل اندر آن بست دستار خویش
به خدمت میان بست و بازو گشاد                                                           سگ ناتوان را دمی آب داد
خبر داد پیغمبر از حال مرد                                                             که داور گناهان از او عفو کرد 
 این امر بعیدی نیست ، ما نمی دانیم رضایت خداوند متعال در پشت انجام کدام کار نیک نهفته است.
در مکتب حیات بخش اسلام اذیت حیوانات و آسیب به گیاهان جایز نیست بلکه هوای آسمان و خاک زمین هم دارای حقی هستند که نمی توان آنرا نادیده گرفت و به آلوده کردن آنها پرداخت. 
لازم به ذکر است که در شریعت مقدس اسلام ارتباط با بعضی موجودات دارای محدودیت هایی است. این محدودیت ها هیچ تنافی با آنچه در مورد احترام و سپاسگزاری و خدمت به مخلوقات گفتیم ندارد چراکه نشان دهنده نوعی آسیب به انسان در ارتباط با آن موجودات می باشد و این امری طبیعی است، مانند اینکه فرو بردن اعضا بدن در آتش برای انسان جایز نیست چراکه آتش بدن انسان را می سوزاند . مطمئنا در برخی ارتباطات ما با این موجودات آسیب های مادی یا معنوی وجود دارد که مورد منع قرار گرفته اند وگرنه خداوند حکیم انگیزه ای برای منع ارتباط انسان با سایر موجودات ندارد بلکه خود پایه گذار و آمر به ارتباط شایسته انسان با نظام آفرینش و آفریدگان است.
 
خالق ، پروردگار نیز هست
برای ما مسلمانان روشن است که خدای یکتا هم خالق است هم پروردگار  اما وقتی که به اندیشه های دیگران نظری بیفکنیم اختلافات زیادی آنجا وجود دارد. قرآن کریم بارها بر این مساله تاکید می کند که خدای متعال بعنوان خالق ، پروردگار همه موجودات نیز هست و این برای نفی اندیشه مشرکان عرب بوده که قائل بودند خدای یکتا هرچند خالق است اما نقش پروردگاری ندارد بلکه پروردگار جهان بتها هستند لذا بتها را نیز علاوه برخدا، شایسته پرستش می دانستند و آنها را نیز می پرستیدند. در برخی اندیشه های به ظاهر عقلانی خالق را پروردگار نمی دانند . آنها خالق را مانند ساعت سازی می شمرند که ساعت را ساخته و کوکش کرده فلذا جهان به او بعنوان پروردگار نیاز ندارد چون پس از او جهان، خودش می چرخد. 
این اندیشه های باطل باعث شده است که قرآن کریم بر ربوبیت عام خداوند نسبت به همه مخلوقات برای همه زمانها تاکید کند:
« و هو رب کل شی» 
« و او تعالی پروردگار همه چیز است.»
براساس اندیشه فلسفی اسلامی همه موجودات نیازی ذاتی دارند که لازم است خالق دائما به آنها فیض وجود عنایت کند در غیر اینصورت به کتم عدم فرو می روند.
در تفسیر المیزان آمده است :
«هر موجودى هم چنان كه در ابتداى تكون و حدوثش وجودش را از خداى تعالى مى‏گيرد همچنين در بقاى خود هر لحظه وجودش را از خداى تعالى اخذ مى‏كند، و تا وقتى باقى است كه از ناحيه او به وى افاضه وجود بشود، همين كه اين فيض قطع شد، معدوم گشته اسم و رسمش از لوح وجود محو مى‏گردد.» 
 بنابر این جریان آفرینش امری مستمر و دائمی است که بدون افاضه حق تعالی امکان پذیر نیست پس او تعالی، هم خالق است هم پروردگار .
ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که مفهوم انحصار پروردگاری در خدای متعال این نیست که او تعالی اسباب را در اداره جهان بکار نمی گیرد بلکه بر اساس اصول قبلی، تمام افعال الهی از طریق اسباب است فلذا در ربوبیت خدای متعال تمام موجودات به اندازه سعه و مرتبه وجودی و ربط خاص خود با سایر موجودات، دخیل اند. با این حال آنها بدین دلیل بهره ای از الوهیت و معبودیت ندارند چه اینکه استقلال وجودی ندارد . پس تنها ذات شایسته عبادت خالق یکتاست اما سایر موجودات به جهت نقش آفرینی در نظام علّی جهان، شایسته احترام ، سپاسگزاری و خدمت می باشند همچنانکه در آموزه های دینی بطور روشن آمده است. به عبارت دیگر در نظرگاه عبادت کسی جز ذات غنی بالذات خدای متعال نیست اما در نظرگاه احترام و سپاسگزاری و خدمت هم اوست هم آفریدگان او.
سخن آخر:
سخن آخر اینکه نظام آفرینش مجموعه ای باعظمت است که اوصاف خدای بزرگ خود را به نمایش گذاشته و انسان در ارتباطی شایسته با آن درس های بسیاری می آموزد. تفکر و تامل در این موجود پرشگفت ما را به خداوند متعال نزدیکتر می سازد. پس چه خوب است از تعامل منفعت جویانه صرف با جهان به تعامل کمال جویانه ای منتقل شویم و کسب سعادت خود را در متن لوح عظیمش ثبت نماییم.
و الله یهدی السبیل
2/5/95 - بندرعباس
ح. توانا بفضله و مننه
 
منابع و مآخذ:
1. قرآن کریم ( نرم افزار جامع تفاسیر نور 2.5 )
2. تفسیر المیزان ( نرم افزار جامع تفاسیر نور 2.5 )
3. تفسیر نمونه( نرم افزار جامع تفاسیر نور 2.5 )
4. الافصاح فی فقه اللغه( نرم افزار جامع تفاسیر نور 2.5)
5. وسائل الشیعه ( نرم افزار حدیثی نور 3 )
6. نهج البلاغه ترجمه دشتی ( نرم افزار حدیثی نور3)
7. مکارم الاخلاق( نرم افزار حدیثی نور3)
8. مواعظ العددیه( نرم افزار حدیثی نور3)
9. مجمع البحرین( نرم افزار حدیثی نور3)
10. مفاتیح الجنان ، شیخ عباس قمی
11. قرآن و برهان و عرفان از هم جدایی ندارند، علامه حسن زاده
12. گلستان و دیوان اشعار سعدی ( سایت گنجور)
13. دیوان حافظ ( سایت گنجور )
14. لغتنامه معین، سایت واژه یاب
15. سایت حوزه نت
16. سایت ویکی پدیا
 
One of the important attributes of god is creativity, and creativity . Undoubtedly, however, for us humans who are part of His creation is very important because if we are not there yet divine. God's providence and mercy, and his will created the world and we are the biggest and most fundamental blessings that have been given to us. We depend on God's original creation.
God is the creation of special military and thinking about it attributes and perfections of our Creator and He leads to knowledge. Military creation of strong, sturdy, impressive and magnificent power, science, the glory of the Creator's. Into the creation of a unique system in which the face of the divine attributes of the graph.


کد مطلب : 2163               بازدید از مطلب: 279
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ

 [0 نظر]



نام شما :
آدرس سایت یا وبلاگ:
http://
آدرس ايميل :
نظر شما :
کد امنیتی:
  

  یادداشت  
 یادداشت
لیست عناوین و مقالات
 
نظام آفرینش
درآمدی بر فقه نوین
نقد فیلم لوسی
عوامل حیات و نابودی جامعه
نامه ای به دوستان طلبه حجره نشین
حیات برین در سایه سار دین
نحوه بیانات قرآن کریم در معارف
زیبایی های اخلاقی در صحنه کربلا
معانی زیبایی کربلا از منظر حضرت زینب علیها سلام
پرسشهای عاشورایی
پرسشهای عاشورایی
محبت ، تهدید و فرصت
شعر محرم
خاطرات جالب
تزکیه و تعالی
انقلاب اخلاقی در ظهور
بزرگترین عید اسلامی
علت عدم خستگی از تکرار نماز
رابطه فاجعه منا و قضا و قدر
ترسناکترین نشانه های ظهور ، نشانه های ظهور ، ظهور
 

  تبلیغات  
  اوقات شرعي  

درباره ما  ارتباط با ما  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬