یکشنبه 28 آبان 1396
جملات قصار:
امام رضا (علیه السلام) :دانش گنجینه های با ارزشی است و کلیدهای آن پرسش است پس بپرسید خدایتان رحمت کند.                        امام صادق (ع) می فرمایند : سوال کلید گنج دانش است                        امیر المومنین علی (علیه السلام) : هرکس با خردمندان مشورت کند از پرتوی خردها روشنایی می گیرد .                       
  مقالات  


  پیگیری سوالات  

 کد رهگیری:



  ورود  
نام کاربری :   
کلمه عبور :   



به خاطر بسپار
[عضویت]
  ذکر ایام هفته  



  چه طولانی شده غیبت!!  

  سخنان نورانی  

زمان انتشار: 17 اسفند 1394   11:38:30

فقه، فقه نوین، نظریه پردازی در فقه

در آمدی بر فقه نوین

آیا فقهی که در تاریخ امت اسلام چه در مذهب تشیع و چه تسنن وجود داشته و دارد چنین بوده است یا خیر؟
آیا فقه می تواند با تکیه بر این نگاه کارایی کافی در حل مسائل جامعه داشته باشد یا خیر؟ 
آیا دغدغه فقه حل مسائل فرد و جامعه است یا کشف و بیان احکام شرعی ولو اینکه موضوعی برای برخی از آن احکام نباشد ؟
 اینها سوالاتی اند که در پاسخ به آنها نمی توان تنها به تعریف فقه بسنده کرد 
بسم الله الرحمن الرحیم
درآمدی بر فقه نوین
فقه را چنین تعریف کرده اند « الْعِلْمُ بِالْاحْکامِ الشَّرعِیَّةِ الفَرْعِیَّةِ عَنْ ادِلَّتِهَا التَّفْصِیلِیَّةِ».  فقه عبارت است از علم به احکام فرعی شرع مقدس با استفاده از ادله تفصیلیه آن. از تعریف فقه چنین بر می آید که رسالت فقه جستجوی احکام از میان ادله شرعی آن است یعنی اینکه کار فقه موضوع مدار و مساله محور نیست بلکه حکم محور است به این معنا که دغدغه فقیه جستجوی احکام شرع مقدس است چه موضوعی برای آن وجود داشته باشد چه نداشته باشد ( مانند عنوان عبد و امه ). فقیه کسی است که ماموریتش بحث علمی با هدف کشف احکام از میان ادله دینی است.
اگر این برداشت از تعریف فقه و فقیه صحیح باشد سوالات زیر قابل طرح اند:
آیا فقهی که در تاریخ امت اسلام چه در مذهب تشیع و چه تسنن وجود داشته و دارد چنین بوده است یا خیر؟
آیا فقه می تواند با تکیه بر این نگاه کارایی کافی در حل مسائل جامعه داشته باشد یا خیر؟ 
آیا دغدغه فقه حل مسائل فرد و جامعه است یا کشف و بیان احکام شرعی ولو اینکه موضوعی برای برخی از آن احکام نباشد ؟
 اینها سوالاتی اند که در پاسخ به آنها نمی توان تنها به تعریف فقه بسنده کرد چه اینکه کارکرد و تاریخچه علوم رابطه الزامی با تعاریف آنها ندارد بلکه باید به مسائل و همچنین کاربرد آن علم نیز توجه نمود.
در بررسی مسائل فقه خوب است نگاهی به ابواب فقهی بیندازیم. این ابواب مجموعه ای از مسائل فردی اجتماعی معنوی خانوادگی اقتصادی و حتی قضایی را شامل می شود. پس کمتر موضوعی در جوامع گذشته بوده که فقه بدان نپرداخته باشد. اما حجم قابل توجه باب عبادات شاید حاکی از توجه بیشتر فقه به این نوع موضوعات باشد بطوری که معمولا نیمی از احکام رسائل عملیه را چند باب عبادی به خود اختصاص داده اند. 
  و اما تاریخچه فقه نیز حاکی از ورود آن به مسائل مختلف فردی و اجتماعی است. فقهاء در جای جای ممالک اسلامی به رتق و فتق امور مشغول بوده و هرجا امکان یافته اند به اداره شهر و منطقه نیز اقدام کرده اند. اینها همه نشان دهنده وجود ظرفیت بالای فقه در حل مسائل فردی و اجتماعی است؛ چیزی که در تعریف آن چندان منعکس نشده است. پس جمع بین تعریف فقه و مسائل آن و همچنین سابقه تاریخی اش این واقعیت را آشکار می کند که "فقه دانش زندگی فردی و اجتماعی بر مبنای تعالیم اسلام است." به همین دلیل است که منابع فقه تشیع علاوه بر قرآن و سنت، عقل و اجماع را هم شامل می شود چه اینکه موضوعات فردی و اجتماعی منحصر در موضوعات عصر رسالت و ادوار امامت نیست و حکم موضوعات جدید را می بایست به تحلیل های چندجانبه شرعی و عقلی و حتی تجربی کشف و بیان نمود. بطور مثال بررسی حکم فروش سهام یا تولید موجودات زنده در آزمایشگاه و غیره در عصر ما منوط به بررسی ماهیت این امور و تطبیق احکام شرعیه بر آن می باشد. مشخص است که کار احکام شرعیه تعیین موضوع یا ماهیت آن نیست و این کاری است که بر عهده استقراء و عقل و به اصطلاح خود مکلف قرار دارد اما موضوعات در عصر حاضر در مواردی پیچیده تر از آن است که افراد عادی بلکه باسواد بتوانند در مورد آن اظهار نظر کنند لذا در تعیین ابعاد مختلف مساله و موضوع بلکه آثار و پیامدهای آن که در صدور حکم بی تاثیر نیست نیازمند بکارگیری مجموعه ای از علوم و تخصصهاست لذا فقه اصیل را باید برپایه معنای لغوی آن یعنی "دانش و فهم عمیق و همه جانبه" مورد بررسی قرار داد تا همه ابعاد زندگی انسان امروز را شامل شود؛ شاید بتوان گفت فقه عبارت است از:
 استنباط تخصصی احکام بر مبانی دینی در همه موضوعات
این تعریف شامل دو بخش مهم است :
1. "استنباط تخصصی" که ناظر به وجود ملکه اجتهاد به معنای عام و صلاحیت علمی در فرد است.
2. لزوم ابتنای تخصص بر مبانی دینی. دلیل این لزوم آنستکه تخصصها در یک موضوع، مبانی مختلفی دارند بطور مثال در مسائل اجتماعی مکاتب مختلف وجود دارند؛ در سیاست و فرهنگ هم همینطور. اما فقه عام مصطلح مد نظر ما یا همان فقه نوین در صورتی فقه محسوب می شود که در استنباط احکام و دستورات مرتبط با موضوع خودش مبتنی بر مبانی اسلامی باشد. با این حساب صدور دستور در یک امر اجتماعی با نگاه غیر دینی فتوی نیست و ملحق به دستورات دینی نمی شود. اما توصیه و راهکار یک جامعه شناس متعهد و مسلط بر مبانی جامعه شناسی اسلام در این زمینه فتوی است ولو اینکه در ذیل مبانی اسلامی از بینشها و روشهای موافق نیز استفاده کرده باشد. با این بیان فتوی نیز در فقاهت نوین دارای مفهوم گسترده تری است. فتوی در این نگاه عبارت است از" هر نوع توصیه و دستورالعملی که بر مبنای بررسی تخصصی دینی صورت گرفته است."
با این نگاه به فقه، پزشکی نیز نوعی از فقاهت است مشروط بر اینکه نگاه اسلامی به انسان و بدن و بیماری او در درمان محور قرار گیرد. جامعه شناسی هم فقه اجتماعی است به شرط اینکه جامعه شناس جامعه را بر مبانی اسلامی مورد شناسایی قرار داده و از ظرفیتهای مکتب جامع اسلام برای درمان دردهای آن بهره بگیرد.  
بر اساس آموزه های دینی افزودن علم دیگران به علم خویش امری عاقلانه  بوده و می توان از علوم دیگران نیز در عرصه های ذکر شده بهره مند شد. بخصوص در زمینه روشها این استخدام امکان بیشتری دارد چرا که روشها اغلب از اصولی برخوردارند که در نگاه دینی و غیر دینی یکسان اند.  
باز متذکر می شویم وقتی قائل شدیم که پزشک، فقیه طبابت و جامعه شناس، فقیه اجتماعی است باید بپذیریم که توصیه های پزشکی یک پزشک یا راهکارهای اجتماعی یک جامعه شناس نیز فتوای آنها در زمینه تخصصی خودشان باشد. 
این نگاه به مساله فقه و فقاهت علاوه بر اینکه نگاه جدیدی است بار سنگینی را بر دوش جامعه علمی ما نیز می گذارد. جوامع علمی حوزوی و دانشگاهی ما باید با کار علمی هرچه بیشتر به توسعه منابع در این زمینه بپردازند، کاری که فقهای شیعه در فقه عبادات طی قرنها آنرا انجام دادند. از دل این تحقیقات و مراکز باید کسانی خارج شوند که دارای تسلط کامل بر مبانی اسلام در موضوعات مختلف فردی و اجتماعی مانند روانشناسی و جامعه شناسی باشند و بتوانند علاوه بر شناسایی دقیق معضلات، توصیه ها و دستورات راهگشایی نیز صادر نمایند؛ بلکه شاید لازم باشد یک انقلاب علمی صورت گیرد که تمام ارکان نظام علمی و آموزشی ما را متحول سازد البته این وقتی ممکن است که ما در تمام رشته ها، علوم اسلامی محض داشته باشیم و راهبرد تغییر نظام آموزشی را هم بر اساس تعلیم و تربیت اسلامی طراحی کنیم. آنوقت است که می توان شاهد مدارس، حوزه ها و دانشگاه هایی بود که دانش آموختگانش همه دانشمندان و فقهای جامعه در عرصه های گوناگون اند.
جالب است بدانیم امروز بطور برنامه ریزی نشده ای، عده ای از فقهای نوین در ارتباط علمی دو طرفه حوزه و دانشگاه تربیت شده اند اما نگاه به کار علمی و توصیه ها و راهکارهای ایشان در عرصه تخصصی شان تحت عنوان فقاهت مطرح نیست. 
نکته مهم در این تحول آنستکه پذیرش این نگاه منوط به توسعه قابل توجه در منبعیت عقل در احکام دینی است. این منبع هرچند توسط اکثر فقهای شیعه پذیرفته شده است اما عملا نقش قابل توجهی برای اداره فرد و جامعه به آن داده نشده است چه اینکه بنظر می رسد عقل از نظر برخی دانشمندان دینی حق صدور حکم هم ندارد و این نگاه از آنجا ناشی شده است که دیانت در تعریف گذشتگان یعنی صرف تعبد به برخی عبادات و نسک. از نظر ایشان ابعاد ظاهری دنیایی و مادی نمی تواند رنگی از معنویت بگیرد حال اینکه عزم دین بر الهی سازی تمام عرصه های حیات فردی و اجتماعی است.  پس نگاه حد اقلی به فقه از نگاه حداقلی به دین ناشی می شود و اگر ما برای دین ماموریت جامعی قائل باشیم همه ابزارهای مفید معرفتی و کاربردی را باید دینی محسوب کنیم و از انحصار در موارد خاص امتناع نماییم. با کمال تاسف این نگاه حداقلی به دین که پایه دینی هم ندارد آسیب های زیادی به جوامع اسلامی در طول قرون و اعصار مختلف وارد آورده است که یکی از آنها واگذاری ملک و سلطنت به جباران و محراب و عبادت به علما بوده است.
 
منابع فقاهت نوین
هر علم و فنی دارای منابع معرفتی خاص خویش می باشد. همانطور که فقه مصطلح دارای چهار منبع قرآن و سنت و عقل و اجماع است ، فقه نوین هم دارای منابع خاص خویش است. گستره منابع علوم تا حد زیادی به اهداف و کارکردها و بلکه روشهای آنها بستگی دارد. با توجه به اینکه فقه نوین پاسخگوی همه مسائل جامعه (و نه بخشی از آن) می باشد پس باید از همه منابع مورد نیازش استفاده کند. منابع فقه نوین با توجه به ماموریتهایش عبارتند از :
1. نقل
منابع نقلی ما یعنی قرآن و سنت، ارزشمندترین منابع فقاهت جدید است چرا که اصول و محورهای علوم در این دو منبع مقدس موجب تسری قداست و معنویت به عرصه فقاهت جدید می شود. سلوک علمی در عرصه های جدید با نور قرآن و سنت پیمایش صراط مستقیم علمی است و این بسیار مهم است. استنباط و بهره گیری از اصول قرآنی و روایی در علوم جدید و فقه نوین موجب شرافت و استحکام بنیان دینی آن می شود.
 روش در استنباط احکام موضوعات جدید از منابع نقلی، همان روش معمول با بازنگری های کاربردی است. باید روشهای استنباطی علمای سلف(شکرالله مساعیهم) را با جهت گیری کاربردی و نه علمی صرف همراه با لحاظ شیوه های نوین تفسیری در جهت استنباط اصول و فروع فقهی در رشته های مختلف بکار برد. 
یکی از اقدامات مهمی که در این زمینه باید انجام گیرد تهیه فرهنگ های روایی جدید در موضوعات مهم فردی و اجتماعی جدید است. بطور مثال موسوعه قضایی ، موسوعه اجتماعی ، موسوعه روانشناسی ، موسوعه سلامت و پزشکی، موسوعه امنیتی و نظامی، موسوعه تربیتی ، موسوعه اطلاعات و دانش . تهیه منابع و مراجع یکی از اصول تحولات علمی است. نمی توان بدون ایجاد دسترسی آسان به منابع، منتظر تحولات علمی سریع در جامعه بود. وجود چنین موسوعاتی، محققین را از مراجعه به منابع گسترده که نیاز به صرف وقت بسیار است،  بی نیاز می سازد.
 2.عقل
یکی دیگر از منابع مهم فقاهت نوین عقل است. منظور از عقل همان روش نظام مند شناخت موجودات و روابط آنهاست. فلسفه، عنوان دیگر این منبع می باشد. ما در فلسفه باید بدنبال اصول قطعی باشیم که درتبیین صحیح پدیده ها و روابطشان، ما را یاری کنند. به عبارت دیگر ما بدنبال استفاده موضوعی و خاص از فلسفه هستیم. بخش حکمت عملی فلسفه هم می تواند از منابع مهم فقاهت نوین باشد. جهت دهی کاربردی به مباحث علمی محض فلسفه از خدمات ارزشمندی است که در این نوع فقاهت حاصل می شود. 
2. تجربه و تحلیل
یکی دیگر از ارکان فقاهت نوین تجربه و تحلیل است. منظور از تجربه و تحلیل بکارگیری روشهای تجربی در شناسایی و تحلیل پدیده هاست و این یک کار و مسوولیت مهمی است که در فقه نوین بر عهده فقیه است.
 پایه ضرورت این امر آنستکه فقاهت در فقه نوین در بسیاری از موارد به مثابه درمان است و درمان در هر موردی نسخه خاص خود را می طلبد لذا نمی توان به تحلیل ذهنی و دستورالعمل کلی اکتفا کرد و باید به مشاهده مستقیم و تحلیل موضوع پرداخت و دستورالعمل ویژه صادر کرد بطور مثال فقیه اجتماعی ما نمی تواند به صرف اطلاع از وجود یک معضل اجتماعی در کشور یا منطقه دستورالعملی صادر کند بلکه باید به روشهای استاندارد شده موضوع را بررسی و پس از اطمینان از علل و عوامل آن به صدور فتوی اقدام کند.
 تحلیل و شناسایی موضوعات از نزدیک با روشهای استاندارد در میدان جامعه از اختصاصات فقه نوین است. میزان نیاز به این روش در موضوعات مختلف ، متفاوت است. 
 
 
نتیجه :
فقه به معنای شناخت و تخصص کامل دین مدار در یک موضوع است. این معنا معنای واقعی فقاهت در نگاه جامع و گسترده دینی است. با این نگاه ما باید به متخصصان هر رشته ای به مثابه فقیه آن عرصه نگاه کنیم به شرط آنکه تخصص او مبتنی بر شناخت مبانی اسلام در رشته تخصصی اش باشد. اما نگاه حداقلی به دین و همچنین فقاهت، گسترش این نوع فقاهت را با مانع مواجه کرده است. ما باید با تحول علمی گسترده منابع و روشهای جدید را تامین و به پرورش متخصصینی بپردازیم که بتوانند با بهره گیری از سه منبع نقل و عقل و تجربه و تحلیل فتاوای کارساز و راهگشا در عموم مسائل فردی و اجتماعی صادر کنند. تنها در اینصورت است که می توان امیدوار بود جامعه ای کاملا دینی تحقق یابد. 
و علی الله التکلان  
حامد توانا طلبه سطح 3 حوزوی
18/11/94- بندرعباس
 


کد مطلب : 2162               بازدید از مطلب: 738
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ

 [1 نظر]

حسین
29 مهر 1396   20:20:19

واقعا عالی و مفید بود خیلی خوشحال شدم و افتخار کردم به وجود طلاب توانا انشا الله که همیشه توانا باشید



نام شما :
آدرس سایت یا وبلاگ:
http://
آدرس ايميل :
نظر شما :
کد امنیتی:
  

  یادداشت  
 معرفی
 
الحمد والثناء لعین الوجود و الصلاه و السلام علی واقف مواقف الشهود و علی آله امناء المعبود
 
این سایت به یاری خدا برای ارائه مشاوره دینی و پاسخگویی به سوالات دینی مراجعین عزیز و ارائه مقالاتی در زمینه های مذهبی و فرهنگی می باشد. ما اهل علم و فضل را به همکاری در زمینه های گفته شده دعوت می نماییم.
از او یاری می طلبیم و بر او توکل داریم.

  پیوندها  
  اوقات شرعي  

درباره ما  ارتباط با ما  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬