پنج شنبه 30 شهريور 1396
جملات قصار:
امام رضا (علیه السلام) :دانش گنجینه های با ارزشی است و کلیدهای آن پرسش است پس بپرسید خدایتان رحمت کند.                        امام صادق (ع) می فرمایند : سوال کلید گنج دانش است                        امیر المومنین علی (علیه السلام) : هرکس با خردمندان مشورت کند از پرتوی خردها روشنایی می گیرد .                       
  پیگیری سوالات  

 کد رهگیری:



  ورود  
نام کاربری :   
کلمه عبور :   



به خاطر بسپار
[عضویت]
زمان انتشار: 17 اسفند 1394   07:05:21

حیات برتر الهی

حیات برین در سایه سار دین

کسی که می خواهد خانه ظلمانی حیات نازل خویش را با هدف رسیدن به بهشت زندگی عارفانه ترک کند نیازمند به راه و راهنمایی است که بی هیچ خطا اورا به مقصد برسانند. این دلیل و راهنمای بی خطا، دین الهی و اولیاء خدا هستند؛ خداوند متعال از فضل و کرمش این دو را به همه انسانها عرضه کرده است. دین، بیان بایدها و نبایدها ، راهها و چاهها ، اسرار و حقایق عالم است و اولیا الهی برترین تربیت یافتگان آن.
حیات برین در سایه سار دین
انسان برای رسیدن به کمال، مسیری را طی می کند که نامش زندگی است. زندگی انسان در حالی آغاز می شود که او از مقصد و راه پیش رویش آگاهی دقیقی ندارد. اما فطرت الهی وی، اورا به حیاتی برین نوید می دهد. گویی او به گوش فطرتش این ندای آسمانی را شنیده است که :
«ای انسان! تو سخت در تلاش بسوی پروردگار خویشی پس به ملاقات او نائل می شوی.»  
با دقت در انواع زندگی ها می توان ادعا کرد انسان تا رسیدن به هدف آفرینش خود سه نوع زندگی را تجربه می کند: 
زندگی جاهلانه حیوانی ، زندگی عالمانه انسانی و زندگی عارفانه الهی 
 
زندگی جاهلانه حیوانی
این حیات که حیات اکثریت افراد بشری است بر پایه استقلال انگاری نهاده شده است. انسان در این نوع حیات، موجودات جهان را وجوداتی مستقل می انگارد که بطور نامعلومی به هم ربط یافته اند. او خودش را نیز چنین می پندارد. به همین دلیل برای او تنها خودش ، نیازها و لذت هایش اصالت و ارزش دارد و بس. آثار چنین دیدگاه جاهلانه ای در ابعاد مختلف حیات او انعکاس می یابد. او خود را صرفا در حد یک موجود زنده طبیعی می بیند که کاری جز برآوردن نیازهای مادیش ندارد. طبیعتا با چنین دیدگاهی او به کمترین مسوولیتها گردن می نهد و بیشترین منافع و لذایذ را نیز مطالبه می کند. خوردن ، خوابیدن ، لذت های رنگارنگ ، موقعیت های بالای اجتماعی و امثال آن جزء آرمان های این زندگی محسوب می شوند. در این نگاه، انسان مابین دو تاریکخانه تعین می یابد؛ در رحم آغاز و در گورستان خاتمه پیدا می کند.     
 این نوع زندگی ، زندگی است که عموم افراد بشر(به استثنای تعداد کمی از آنها ) آنرا تجربه می کنند.
 انسان در این زندگی در واقع، هدف و راه خویش را گم کرده است و با اینکه گزینه های ارزشمندتری به او پیشنهاد می شود اما از سر نادانی به نزدیکترین و به زعم خودش بی دردسرترین گزینه ها اکتفا می کند:
«همانا اینان فقط امر عاجل را می خواهند» 
 جرم و جنایت و ظلم و فساد از آثار حتمی و قطعی این نوع زندگی است. چون منفعت گرایی مزمن ، لذت جویی بی حد و حصر و بی مسوولیتی اخلاقی در این نوع زندگی امری عادی است. اگر علم و دانش در این زندگی، نقشی پیدا کند در راستای تامین لذت ها و اهداف نازله آن است نه برای ارتقاء به مرتبه ای بالاتر و برتر؛ حکیم سعدی چه خوب این نوع حیات را توصیف می کند :
خور و خواب و خشم و شهوت، شغب است و جهل و ظلمت
حیوان         خبر        ندارد       ز       جهان         آدمیت
و از منظر الهی، آنان چنین اند:
«آیا فکر می کنی اکثر آنها آنچه را که می گویی می شنوند یا بدان فکر می کنند؟ آنها همچون چهارپایان اند بلکه ایشان گمراه ترند.» 
گمراه تر بودن این افراد از حیوانات بدین جهت است که با وجود داشتن نعمت عقل از آن استفاده نمی کنند؛ علی (علیه السلام) در پاسخ به کسی که از او پرسید انسان برتر است یا فرشته؟ فرمود:
خداوند فرشتگان را از عقل خالص آفرید و حیوانات را از شهوت خالص اما در انسان آن دو را بهم آمیخت. پس اگر انسان عقل را بر شهوتش غالب کند از فرشته برتر است و اگر شهوت را بر عقل حاکم کند از حیوان پست تر است. 
 
زندگی عالمانه انسانی 
جهان در دیدگاه عالمانه انسانی جهانی به هم پیوسته، هدفدار و در عین حال حیرت انگیز است. انسان در این جهان مانند سایر اشیاء در ارتباط با همگان دیده و تعریف می شود و نه مستقل و جدا. لذا انسان هم حق دارد، هم مسوولیت، هم باید به خود بپردازد و هم دیگران.   
این زندگی، زندگی است که بر مبنای علم و دانش و ویژگی های فطری انسان بنا شده است . در این زندگی رسیدن به علم و دانش و کسب فضائل انسانی برترین و اصیل ترین اهداف اند. انسان عالم، راه را از بیراهه و زر را از سیم تشخیص می دهد. او به سختی های یک تربیت متعالی تن داده و خود را بخوبی تزکیه و تربیت کرده است. نیازها و لذت های مادی او نیز همه در راستای اهداف بزرگش تعریف شده اند، چرا که «علم با حقیقت بینابخش خود به آنها هجوم آورده است.» 
 زندگی عالمانه انسانی زندگی گوارا و ارزشمندی است که در آن عمده آرزوهای بشر تحقق می یابد . جامعه برآمده ازآن جامعه ای است که عدل و علم و کمال در آن موج می زند. چون «کسی که معیارهایش (در زندگی) سنگین باشد، حیات رضایت بخشی دارد.» 
 با وجود تحقق اهداف و آرمانهای بزرگ، هنوز قله های فتح نشده ای در این حیات والا وجود دارد. این قله ها به بعد بیکرانه روح او مرتبط می شوند. انسان خردمند تربیت یافته که توانسته اشیاء را بشناسد و با هر یک رابطه ای منطقی و عقلانی برقرار کند؛ با تفکر و اندیشه مدام به تدریج در خود نوعی آگاهی و میل شدید به حقایق می یابد.
« همانان که نشسته و ایستاده خدای را یاد می کنند و در ( اسرار و شگفتی های ) آسمان و زمین تفکر می کنند (  چون همه چیز را حق یافتند می گویند) بارپروردگارا تو این جهان را باطل نیافریده ای.» 
  او در معرفت حقایق اشیاء به رابطه ای شگفت هدایت می شود؛ کم کم می یابد که هستی می تواند مقصود و محبوبش باشد و در این میان حقیقت و ذات هستی بیش از هرچیز اورا به این وادی راغب می سازد چون نه دریای ذاتش پایانی دارد و نه جلوه های جلال و جمالش حدی؛ « و آنان که مومن ( به حقیقت جهان گشتند) بیش از هرچیز همان معبود را دوست دارند» 
 بلکه کم کم کشف می کند که همه جهان با تمام شگفتی هایش پرتو جلال و جمال باشکوه آن یگانه است پس ندا می دهد:
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست  
 
زندگی عارفانه الهی
زندگی عارفانه الهی زندگی است که از معرفت و عشق انسان به حقیقت هستی نور می گیرد . در این حیات نگاه به جهان یگانه گراست. از نظر زندگان این زندگی یک حقیقت در جهان بیش نیست و همو در تمام شوون بیکران خویش جلوه گر است.
که یکی هست و هیچ نیست جز او
 وحده     لا      اله        الا   هو  
 به عبارت دیگر آن نگاه عالمانه ای که موفق شده بود روابط گسترده شگفت انگیزی را در میان موجودات عالم کشف کند اکنون با تجلی حق در جانش دست از تکثرگرایی خود برداشته و به وحدتی رسیده است که همه پراکندگی و جدایی ها را بر می دارد و جملگی آنان را در حقیقتی واحد فانی می سازد. این حیات تحقق آرزوی های بزرگ زندگی عالمانه انسانی و فتح قله های ناگشوده است . در این حیات، پیامبر جان که نور محبت الهی آنرا پوشانده تمام ابعاد ظاهری و باطنی حیات انسان را فرا گرفته و تقدس و طهارت می بخشد . این زندگی ، زندگی کردن در نور بدون ظلمت و معرفت بدون جهل است. علم و عدل و انصاف و احسان و فضل در این زندگی نیز کاملا مورد توجه است . «چون که صد آمد نود هم پیش ماست.»
 در این حیات والای معنوی ، امور حیوانی دیگر حیوانی نیستند بلکه در شعاع معرفت و در مسیر قرب به محبوب، جنبه حقانی یافته و در راستای آن قرار گرفته اند. با روشن شدن تمام ابعاد حیات به نور معنویت الهی شکل زندگی ها هم کاملا متفاوت می گردد و هیچ نشانه ای از منش حیوانی در آن دیده نمی شود بلکه حیات عالمانه عقلانی با همه والایی اش، در پرتو آن حیات برین رفعت می یابد.
و نتیجه اینکه :
زندگی جاهلانه حیوانی مرحله آغازین حیات افراد بشر است اما بسیاری از افراد زندگی دنیایی خود را بطور کامل در همین حیات صرف می کنند و به مراتب بالاتر نمی رسند. زندگی عالمانه انسانی در میان بشر  به مراتبی یافت می شود. البته در قیاس با جمعیت انسانها این گروه کم شمارند و اما عارفان و وارستگان همچون کبریت احمر نایاب و بس کم شمار!
 کسی که می خواهد خانه ظلمانی حیات نازل خویش را با هدف رسیدن به بهشت زندگی عارفانه ترک کند نیازمند به راه و راهنمایی است که بی هیچ خطا اورا به مقصد برسانند. این دلیل و راهنمای بی خطا، دین الهی و اولیاء خدا هستند؛ خداوند متعال از فضل و کرمش این دو را به همه انسانها عرضه کرده است. دین، بیان بایدها و نبایدها ، راهها و چاهها ، اسرار و حقایق عالم است و اولیا الهی برترین تربیت یافتگان آن.  در اولیاء خدا کمالات هستی به نحو اتم جلوه گر شده است. آنان، خطاب دوستانه حق تعالی را شنیده اند:
«ای جان آرام ! به سوی پروردگار خود بازگرد! پس اکنون در میان بندگان خودم جای گیر و در بهشت ( تجلیات ) من وارد شو.»      
اگر کسی راغب این مقاصد عالی است این گوی و این میدان.
پس انسان در پاسخ به ندای فطری انک کادح الی ربک مسیر زندگی را در سه مرحله اساسی طی می کند. در مرحله تاریک آغازین استقلال انگاری، انسان را به ورطه خودپرستی می اندازد اما طلوع دانش و معرفت او را به حیاتی خردمندانه و رضایت بخش رهنمون می شود و در پایان اوج گیری معرفت و محبت، انسان را از همه جزئی نگری و تکثرگرایی ها می رهاند و به ساحل نجات حیات توحیدی واصل می کند. راه و راهنمای این مقصد سترگ، دین و اولیا الهی اند.  
رزقنا الله و جمیع المومنین بحرمه محمد و آله الطاهرین 
حامد توانا – بندرعباس 
8/6/1389       
 ویرایش 1/11/94
 


کد مطلب : 2157               بازدید از مطلب: 210
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ

 [0 نظر]



نام شما :
آدرس سایت یا وبلاگ:
http://
آدرس ايميل :
نظر شما :
کد امنیتی:
  

  یادداشت  
 یادداشت
لیست عناوین و مقالات
 
نظام آفرینش
درآمدی بر فقه نوین
نقد فیلم لوسی
عوامل حیات و نابودی جامعه
نامه ای به دوستان طلبه حجره نشین
حیات برین در سایه سار دین
نحوه بیانات قرآن کریم در معارف
زیبایی های اخلاقی در صحنه کربلا
معانی زیبایی کربلا از منظر حضرت زینب علیها سلام
پرسشهای عاشورایی
پرسشهای عاشورایی
محبت ، تهدید و فرصت
شعر محرم
خاطرات جالب
تزکیه و تعالی
انقلاب اخلاقی در ظهور
بزرگترین عید اسلامی
علت عدم خستگی از تکرار نماز
رابطه فاجعه منا و قضا و قدر
ترسناکترین نشانه های ظهور ، نشانه های ظهور ، ظهور
 

  تبلیغات  
  اوقات شرعي  

درباره ما  ارتباط با ما  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬