پنج شنبه 30 شهريور 1396
جملات قصار:
امام رضا (علیه السلام) :دانش گنجینه های با ارزشی است و کلیدهای آن پرسش است پس بپرسید خدایتان رحمت کند.                        امام صادق (ع) می فرمایند : سوال کلید گنج دانش است                        امیر المومنین علی (علیه السلام) : هرکس با خردمندان مشورت کند از پرتوی خردها روشنایی می گیرد .                       
  پیگیری سوالات  

 کد رهگیری:



  ورود  
نام کاربری :   
کلمه عبور :   



به خاطر بسپار
[عضویت]
زمان انتشار: 3 آبان 1394   16:54:34

سوالاتی درباره واقعه کربلا و امام حسین ع

پرسشهای عاشورایی

پاسخ سوالاتی درباره واقعه کربلا و امام حسین علیه السلام (2)
 
چرا در زیارت اول مطلقه امام حسین (ع) به حضرت علی اکبر (ع) خطاب می شود: "السلام علیک یابن الحسن و الحسین"؟
 
پاسخ اجمالی
یکی از دو احتمال زیر در معنای ابن_ در جمله ی "السلام علیک یابن الحسن و الحسین"_می تواند مورد نظر باشد:
1ـ ابن به معنای پیرو کامل باشد و این بر اساس معنای لغوی است که از فرهنگ نامه ها بر می آید با توجه به تعبیر "قفو و اقتفاء" که به معنای پیرو است.
2ـ ابن از منظر تحلیل اخلاقی و عرفانی و تربیتی برای کسی که از استادی و بزرگی پرورش علمی و اخلاقی یافته ، به کار می رود و بر این اساس "ابن در این جمله" به معنای پرورش یافته در مکتب امام حسن و امام حسین( ع) است.
 
چرا شمر - این جانباز جنگ صفین در رکاب امام علی(ع)- در نهایت قاتل امام حسین(ع) شد؟!
 
پاسخ اجمالی
شمر بن ذی‌الجوشن از اشراف کوفه بود که در جنگ صفین در سپاه امام علی(ع) حضور داشت. او نه تنها در سپاه امام بود، بلکه در این جنگ جراحت‌هایی نیز برداشت. با این حال نمی‌توان در مورد نیت شمر از حضور در سپاه امام علی(ع) با قطعیت صحبت کرد. اما هرچه بوده، قطعاً این سابقه موجب رستگاری شمر نگردید.
شمر در واقعه کربلا نیز حضور داشت و با قساوت و بی‌رحمی دست به کشتن امام حسین(ع) زد، و این عملی نبود که شخص بتواند با اندک گمراهی به آن دست بزند و یک‌روزه چنین رویکردی را برگزیند، بلکه نشان از عمیق‌شدن تدریجی انحراف در او دارد که ابتدا با گزارش‌های خود زمینه شهادت حجر بن عدی را فراهم ساخته و سپس مستقیماً امام حسین(ع) را به شهادت برساند.
این تغییر در شمر بدین جهت بوده که دنیاپرستی و منفعت طلبی او بر ایمانش چربید(حتی اگر بپذیریم که ایمانش از ابتدا واقعی بود) و همین سبب شد که خواسته‌های نفسانی را بر فرمان‌های الهی مقدم دارد.
 
چرا عبدالله جعفر امام حسین (ع) را در سفر به کربلا همراهی نکرد؟
 
پاسخ اجمالی
درباره حضور نداشتن ع
عبدالله بن جعفر در کربلا، عللی ذکر شده که بعضی از آنها مورد تأمل است و نمی توان آنها را پذیرفت، اما تعدادی از آنها قابل اعتماد است. از مهم ترین و بهترین آن، دلایل مریضی و کهولت سن عبدالله است که با وقایع تاریخی دیگر، از جمله فرستادن خانواده با کاروان امام حسین (ع) و تأسف بر عدم حضور در کربلا سازگاری بیشتری دارد. به نظر می رسد، این موارد از علل اصلی عدم حضور عبدالله در کربلا باشد. تأیید بر این مطلب، جایگاه و احترامی است که عبدالله بعد از واقعه عاشورا نزد ائمه (ع) و بنی هاشم داشته و کسی او را به جهت عدم حضور در کربلا نکوهش نکرده است.
 
چرا ما در سجده زیارت عاشورا، خدا را به خاطر این مصیبت، شکر می کنیم؟
 
پاسخ اجمالی
شکر بر نعمت از موضوعاتی است که در منابع روایی ما دارای جایگاه خاصی است.[1] انسان مؤمن و موحد به جهت معرفت و شناخت صحیحی که نسبت به خدا و آفریدگارش دارد، هرچه از سوی پروردگارش به او برسد، شکرگزار است؛ زیرا چنین انسانی، همواره وظیفه الاهی خود را انجام می‌دهد و در برابر حوادث -چه خوب باشد یا ناگوار- تسلیم است و آنها را در مسیر کمال و سیر الى الله به حساب می‌آورد.
امام حسین (ع) در عصر تاسوعا، در جمع اصحاب خود، حمد و ستایش الاهی را در حال خوبی و ناراحتی به جا می‌آورد: "احمده على السرّاء والضرّاء"؛[2] خدا را در حالی که در وضع مناسب و خوب یا در وضع ناراحتی هستم، حمد و ستایش می‌کنم. یاران حضرت، حمد و ستایش الاهی را به جا می‌آوردند،‌ به جهت آن که توفیق یاری حضرت و شهادت همراه امامشان را پیدا کردند: "الحمد للّه الذی أکرمنا بنصرک وشرّفنا بالقتل معک"؛[3] حمد و سپاس خدایی را که نصرت و یاریت را به ما کرامت فرمود، و ما را به شهادت در کنارت مشرف نمود.
نهضت خونین کربلا اگرچه از یک زاویه، مصیبتی دردناک بود، اما از نگاه دیگر نعمتی بزرگ برای اسلام و مسلمانان بود؛ چراکه به برکت خون سید الشهدا (ع) و یارانش، اسلام از مسیر انحراف نجات یافت. اسلامی که می رفت تا به دست بنی امیه و آل ابوسفیان به ویژه یزید، به انحراف کشیده شود و هر آنچه را که یزید و یزیدیان می خواستند به نام دین به خورد مردم و تحویل جامعه دهند. شهادت امام حسین (ع) از این انحراف بزرگ جلوگیری کرد و این جای شکر دارد.
بنابر این، از نگاه ما مصیبت، نعمتی است که از سوی خدا به انسان رسیده، و قیام کربلا از این جهت برای مسلمانان به ویژه شیعیان نعمت و لطف بزرگ الاهی است که در مسیر زندگی و دفاع از حق و مبارزه با دشمن، بهترین الگو است؛ از این نگاه جای شکر بر این نعمت وجود دارد.
 
چرا مردم کوفه بیعت خود را با امام حسین(ع) شکستند؟
 
پاسخ اجمالی
در موضوع بی‌وفایی و بیعت‌شکنی مردم کوفه پس از دعوت امام حسین(ع) و یاری نکردن آن‌حضرت در برابر یزید عوامل متعددی دخالت داشته است؛ که به مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود:
1. حُب دنیا و طمع: برخی از آنانی که از امام حسین(ع) دعوت کرده‌بودند در واقع درد دین نداشتند، بلکه طمع و حُب دنیا و ریاست و اینکه شاید در سایه حکومتشان به خواسته‌های دنیایی خود برسند، انگیزه آنان برای چنین دعوتی بود.
 امام حسین(ع) ˜می‌فرماید: «همانا مردم دنیاپرستند و دین از سر زبان آنها فراتر نرود و دین را تا آن‌جا که زندگی‌شان را رو به راه سازد بچرخانند و چون در بوته آزمایش گرفتار شوند دینداران اندک گردند‏». این کلام امام(ع) به همین طمع و حرص مردم به دنیا اشاره دارد. طبیعتاً چنین افرادی زمانی که اوضاع را بر وفق مراد ندیدند، از دعوت خود عقب‌نشینی کردند.
دنیا طلبی بویژه از راه حرام، هدیه‌های نامشروع و غذاهای حرام ، هم دل‌ها را از دریافت هدایت و حق محروم می‌نماید، هم، دینداری و تعهد را کاهش می‌دهد و عمل به وظیفه را در بوته فراموشی می‌سپارد.
امام حسین، روز عاشورا خطاب به سپاه کوفه و نکوهش آنان که نه به سخن حقش گوش می‌دهند و نه دعوتش را می‌پذیرند، رمز چنین رویکردی را همین گرایش به دنیای حرام می‌داند و می‌فرماید:
«همه شما مرا سرپیچی می‌کنید، به سخنم گوش فرا نمی‌دهید. حق دارید! چرا که تحفه‌ها و هدیه‌هاتان همه از حرام است و شکم‌هایتان از حرام پُر شده است، پس بر دل‌های شما مُهر خورده. وای بر شما چرا ساکت نمی‌شوید، چرا گوش نمی‌دهید و نمی‌شنوید.
در زیارت اربعین، از حادثه عاشورا چنین گزارش شده است که؛ کسانی برای کشتن امام حسین(ع) ˜هم‌دست و هم‌داستان شدند که دنیا فریبشان داد و بهره خویش را به چیزی فرومایه و بی‌ارزش فروختند و آخرت خود را به بهای ناچیز و اندک معامله کردند  و از روی تکبر، در هواپرستی خود غوطه خوردند و تو و پیامبرت را به خشم آورده، پیروی از اهل دشمنی و نفاق کردند. 
2. تهدید و تطمیع: عبید الله بن زیاد بسیاری از بزرگان کوفه را با تطمیع و گروهی را با تهدید از یاری امام باز داشت. بافت قبیله‌ای و عشیره‌ای کوفه چنین اقتضا می‌کرد وقتی سران قبیله‌ای از صحنه خارج شدند، اعضای قبیله هم به پیروی از آنها صحنه را ترک کرده و به خاطر هراس از آینده شغلی و وضعیت خانواده و ... بیعت خود را نقض کنند.
3. نادانی و جهل: برخی افراد به علت نداشتن تحلیلی درست از اوضاع سیاسی و اجتماعی، به چیزی روی می‌آورند که صلاح دین و دنیای آنان در آن نیست. برخی از کوفیان این‌گونه بودند و امام حسین(ع) ˜نیز در کلام خویش، یکی از علل نقض بیعت کوفیان را همین نابخردی و نادانی کوفیان معرفی می‌کند:
«اى کوفیان! زشتی‌تان باد و بینوایى! سختی‌تان باد و نابودى! شما سرگشته ما را به فریاد خود طلبیدید و چون آماده آمدیم، شمشیر دست ما را بر ما تیز کردید! و آتشى را که بر دشمنان ما و شما شعله‌ور بود بر ما افروختید! شما بی‌ آن‌که از ما گناهى دیده باشید صبح کردید، در حالى که دشمنى ما را بر آشتى برگزیدید و به عناد ما شتافتید و به سبب گرایش به فساد، بیعت ما را رها کرده، از روى نادانى و پیوند با سرکشان امّت و بازماندگان احزاب و دورافکنان کتاب خدا آن‌را شکستید.
 
آیا امام حسین (ع) دختری بنام رقیه یا سکینه داشته است که در دمشق در سن سه یا چهار سالگی از دنیا رفته باشد؟
 
پاسخ اجمالی
گرچه بسیاری از مورخان در منابعشان از دختری خردسال برای امام حسین(ع) که رقیه، فاطمه صغری و یا نام دیگری داشته باشد نام نبرده اند، ولی در برخی از کتاب‎ها شرح حال این دختر کوچک و قصّه جان ‌سوز او در خرابه شام بیان شده است.
در منابع روایی و تاریخی ما شواهدی نیز بر این مطلب وجود دارد و ما به عنوان نمونه به دو مورد آن اشاره می نماییم:
شاهد اول: زمانی که زینب (س) در کوفه با سر بریده برادرش امام حسین(ع) مواجه شد، اشعاری سرود که در ضمن آن آمده است: «ای برادرم! با فاطمه کوچک سخن بگو که نزدیک است قلبش تهی گردد.»
شاهد دوم: امام حسین(ع) در آخرین لحظات حیات خویش، هنگام مواجهه با شمر، چنین فرمود: "زینبم! سکینه ام! فرزندانم، بعد از من چه کسی سرپرست شما خواهد بود؟ رقیه ام! ام کلثومم! شما ودیعه و امانت پرروردگارم هستید ! امروز وعده نزدیک شده است.
شیخ مفید می‎نویسد: سکینه از جمله دختران امام حسین(ع) و نام مادرش «رباب» است.
شیخ طبرسی نقل می‌کند: سکینه دختر حسین(ع)، در روز عاشورا ده ساله بوده است.
بنابراین، کتاب های بسیاری از سکینه ـ دختر امام حسین(ع) ـ یاد کرده‎اند.
از این روایت ها استفاده می‌شود که دختر دیگر امام حسین(ع) سکینه است که در آن زمان ـ قبل از جریان کربلا ـ به سن ازدواج رسیده بود.
از مجموع مطالب ارائه شده چنین نتیجه گرفته می شود، یکی از دختران امام حسین (ع) (رقیه یا فاطمه) در شام کنار خرابه کنار سر مبارک پدرش امام حسین (ع) به شهادت رسید و این دختر غیر از سکینه است که سال ها بعد از شهادت پدرش زنده بوده است.
 
سرنوشت همسران امام حسین (ع) بعد از واقعه کربلا چه شد؟
 
پاسخ اجمالی
امام حسین (ع) دارای پنج همسر بوده اند. برخی از مورخان تعداد فرزندان آن حضرت از این زنان را شش و بعضی بیش از شش نفر هم ذکر کرده اند.
اسامی همسران حضرت عبارت اند از:
1. شهربانو. 2. لیلا. 3. زنی از قبیله قضاعیه، که در زمان حیات امام از دنیا رفت. 4. رباب 5.  ام اسحاق.
تنها زنی که به صورت قطعی در واقعه کربلا حضور داشته است، مادر علی اصغر، حضرت رباب بوده است که بعد از واقعه کربلا همراه اسرا به مدینه بازگشت، و حضور حضرت شهربانو و لیلا در کربلا محل تردید است.
 


کد مطلب : 2153               بازدید از مطلب: 439
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ

 [0 نظر]



نام شما :
آدرس سایت یا وبلاگ:
http://
آدرس ايميل :
نظر شما :
کد امنیتی:
  

  یادداشت  
 یادداشت
لیست عناوین و مقالات
 
نظام آفرینش
درآمدی بر فقه نوین
نقد فیلم لوسی
عوامل حیات و نابودی جامعه
نامه ای به دوستان طلبه حجره نشین
حیات برین در سایه سار دین
نحوه بیانات قرآن کریم در معارف
زیبایی های اخلاقی در صحنه کربلا
معانی زیبایی کربلا از منظر حضرت زینب علیها سلام
پرسشهای عاشورایی
پرسشهای عاشورایی
محبت ، تهدید و فرصت
شعر محرم
خاطرات جالب
تزکیه و تعالی
انقلاب اخلاقی در ظهور
بزرگترین عید اسلامی
علت عدم خستگی از تکرار نماز
رابطه فاجعه منا و قضا و قدر
ترسناکترین نشانه های ظهور ، نشانه های ظهور ، ظهور
 

  تبلیغات  
  اوقات شرعي  

درباره ما  ارتباط با ما  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬