یکشنبه 28 آبان 1396
جملات قصار:
امام رضا (علیه السلام) :دانش گنجینه های با ارزشی است و کلیدهای آن پرسش است پس بپرسید خدایتان رحمت کند.                        امام صادق (ع) می فرمایند : سوال کلید گنج دانش است                        امیر المومنین علی (علیه السلام) : هرکس با خردمندان مشورت کند از پرتوی خردها روشنایی می گیرد .                       
  مقالات  


  پیگیری سوالات  

 کد رهگیری:



  ورود  
نام کاربری :   
کلمه عبور :   



به خاطر بسپار
[عضویت]
  ذکر ایام هفته  



  چه طولانی شده غیبت!!  

  سخنان نورانی  

زمان انتشار: 22 مهر 1394   17:20:13

محبت اولیاء الهی بهترین فرصت

محبت ، تهدید و فرصت

محبت ، تهدید و فرصت
 
بسم الله الرحمن الرحیم
محبت ، تهدید و فرصت
     محبت از خصلتهای انسانی است. این خصلت ارزشمند پیوند و ارتباط بین انسان و سایرین را امکان پذیر و تسهیل می کند. محبت که باگرایش همه جانبه انسان به دیگران همراه است می تواند فرصت یا تهدیدی در مسیر زندگی او باشد. ما در این مقال به این مساله خواهیم پرداخت.
محبت چیست؟
محبت حالتی قلبی و درونی است که باعث میل و توجه قلب ، ذهن و رفتار انسان به چیزی یا کسی می شود.
بر اساس این تعریف از محبت صرف توجه ذهنی به چیزی نشانه محبت و علاقه فرد به آن نیست بلکه میل قلبی اساس محبت است. پس همه دغدغه های فکری و ذهنی ما جزء امور محبوب ما نیستند و چه بسا امر نامحبوب و نامطلوبی ذهن مارا به خود مشغول سازد.
توجه همه جانبه از ویژگیهای محبت است. هم قلب هم ذهن و هم رفتار انسان به محبوب میل می کند. در قلب کششی نسبت به او ایجاد می شود. ذهن درگیر آن شده و رفتار انسان تحت تاثیر آن قرار می گیرد. اگر محبوب یک انسان باشد محب در برابر او فروتن و فرمان پذیر می گردد و شوق خدمت ، وی را به انجام اقداماتی سوق می دهد .
اگر همه این ابعاد در میل و توجه فرد به کسی یا چیزی دیده شود می توان قائل به محبت در او شد وگرنه در اصل تحقق آن باید شک نمود.
محبت در منابع دینی ما
محبت در منابع دینی ما حضور پر رنگی دارد. خداوند متعال پیش و بیش از هرکس اعلان محبت کرده است. او کتابش را با پیام مهربانی و رحمت آغاز نمود و از دوستی اش نسبت به بسیاری از خوبان و نیکان بطور صریح سخن گفت. از سوی دیگر از اهل ایمان دعوت نمود که برترین محبتها را به اله و خدای یگانه خویش نثار کنند چه اینکه حقیقتی شایسته تر از او برای چنین محبت و دوستی بزرگ و با شکوهی نیست :
والذین آمنوا اشد حبا لله ( بقره 165)
و اهل ایمان بیش از هرچیزی خدای یگانه را دوست دارند.
در روایات اسلامی نیز به محبت توجه بسیاری شده و آنرا از ابعاد مختلف مد نظر قرار داده اند.
در حدیث معروفی از امام صادق علیه السلام می خوانیم :
هل الدین الا الحب و البغض(کافی ج2)
آیا دین چیزی جز حب و بغض است ؟
معنای این روایت آن است که پایه و اساس دین بر حب و بغض قرار دارد.
پایه دین محبت است. یعنی انسان در درون و نهاد خویش میل و گرایشی نسبت به یک حقیقت قدسی و فرامادی دارد که اورا از امور دنیوی دور ساخته و بسوی آسمان می کشاند. این پایه دین است. اگر چنین جذب و دفعی در نهاد انسان نبود ارائه برنامه دین به او نیز لغو و بی فایده می نمود.
البته توجه به این نکته هم لازم است که انسان اغلب در یک زندگی عادی دور از دغدغه های بیش از حد و کاذب ، چنین تمایلات و تنافراتی را در خود حس می کند. بخصوص گذشتگان که فرصتها و شرایط مناسبتری در زندگی داشته اند این گرایشات را بیشتر در خود می یافتند اما انسان بسیار پر دغدغه امروز فرصتی برای سکون و سکوت و توجه به گرایشات عادی فطری خود ندارد و چه بسا در اصل وجود این گرایشات شک کند. اما اگر او هم برای خود شرایطی ایجاد کند که گرد و غبار دغدغه ها و گرفتاریهایش فروبنشیند ، طلوع نور فطرت را از درون مشاهده خواهد کرد ، هرچند احساس حضور حقیقتی فرا انسانی و فرامادی در گوشه گوشه های زندگی همه افراد حتی افراد پر مشغله و درگیر هم وجود دارد و کافی است اندک توجهی به آنها بشود. اما بهتر است فرصت های خلوت و سکوتی را در زندگی ایجاد کنیم تا خود شاهد طلوع تمایلات درونی و فطری مان باشیم. اینگونه ، باور استوارتری به ابعاد درونی و فطری خود خواهیم داشت.
پس یک معنای پایه بودن حب در دین آنستکه انسان بنحو فطری به حقیقت یگانه قدسی میل فطری درونی دارد و در کنار این جذب دافعه ای نیز اورا از امور مادی دور می کند که این ، معنای بغض را تحقق می بخشد.
اما اساس بودن آن در دینداری به این معناست که دوستی و دشمنی انسان مومن تابع دوستی و دشمنی خداست. خدای متعال در پیامهای آسمانیش حب و بغض خود را اعلام کرده است. او صریحا از بعضی افراد و امور اعلام برائت و دوری کرده است:
ان الله لا یحب الفساد(بقره 205)
لا یحب الظالمین(آل عمران 57)
لا یحب المعتدین(بقره 190)
و به بعضی دیگر پیام آشکار محبت داده است.
ان الله یحب المتقین(آل عمران 76)
ان الله یحب المتطهرین(بقره 222)
ان الله یحب المتوکلین(آل عمران 159)
ان الله یحب المحسنین(بقره 195)
پس دینداری مومن هم تابعی از دوستی و دشمنی خداست.
یکی دیگر از ابعاد محبت که دین بدان پرداخته باب تاثیرات روحی روانی محبت است. ما از این دسته روایات به دو مورد اشاره می کنیم:
از نبی اکرم ص نقل شده که :
انسان هرچیزی را دوست بدارد با آن محشور می شود(بحارج66)
روایتی دیگر از نبی اکرم ص نیز در همین معنا را تاکید می فرماید:
آدمی با کسی است که دوستش دارد (نهج الفصاحه ص 780)
در معنای این دو روایت باید توجه داشت که حشر و معیت معانی دقیقتری از آنچه که ابتداء ا به ذهن می رسند دارند.
حشر به معنای همراهی و مصاحبت نیز می باشد . بر این اساس حشر در روایت به معنای مصاحبت و همراه شدن است . یعنی وقتی انسان دوستدار کسی شد مصاحب و همراه و هم نشین او خواهد بود.
اشکالی که اینجا به نظر می رسد آنستکه دوستی با خیلی امور مستلزم همنشینی با آنها نیست چه بسا محبوبی که از دسترس انسان خارج است. پاسخ این است که مصاحبت تنها به هم نشینی بدنها و اجسام نیست بلکه توجه و میل درونی و مراوده ذهنی و قلبی مدام با چیزی نیز نوعی مصاحبت درونی است همچنانکه در روایت آمده خدا فرمود : انا جلیس من ذکرنی . من هم نشین کسی هستم که به یاد من باشد. روشن است که منظور از هم نشینی در این روایت یک همنشینی جسمی مادی ظاهری نیست. پس حشر و مصاحبت جنبه درونی هم دارد و محبت به چیزی همراه با حشر درونی انسان با آن چیز خواهد بود لذا معنای کلام نبی اکرم ص قابل تطبیق بر این معنا نیز می باشد بلکه این معنا از روایت ، حشر و معیت را در سطح بالاتر و عمیق تری لحاظ می کند . برای اثبات این معنا به یک اصل فلسفی اشاره می کنیم:
اصل اتحاد عاقل و معقول
یکی از اصول فلسفه اسلامی اصل اتحاد عاقل و معقول است. مفهوم این اصل آنستکه ادراک هرچیزی همراه با اتحاد با اوست. به عبارت دیگر توجه قلبی و ذهنی انسان به یک چیز موجب یگانگی او با بعد درونی و معنوی آن شی می شود. خیلی ساده بگوییم اگر انسان به یک گل توجه کند ذهن و قلب او گل است و اگر به خار توجه کند خار است. البته باید توجه داشت گل و خار بیرونی با گل و خار درونی و ذهنی تفاوت هایی دارند .
برای تثبیت این اصل به روایتی از یکی از شاگردان عارف واصل شیخ رجبعلی خیاط که از عرفای معاصر بوده اند می پردازیم.
ایشان می گویند روزی برای رفتن به سرکار ، سوار اتوبوس شدم. وقتی وارد اتوبوس شده و نشستم دیدم همه افراد حاضر در اتوبوس زن اند. پیش خودم گفتم شاید اشتباه سوار شده ایم. در این فکر بودم که به ایستگاه بعدی رسیدیم. زنی از اتوبوس پیاده شد . با پیاده شدن آن زن همه افراد داخل اتوبوس مرد شدند. صحنه عجیبی بود. بلافاصله خودم را به شیخ رساندم و واقعه را برایش تعریف کردم. ایشان گفتند دیدی انسان به هرچیزی توجه کند مثل آن می شود . مردان داخل اتوبوس بخاطر توجه به آن زن به شکل و شمایل او در آمدند. اگر انسان به خدا توجه کند خدایی می شود.
این واقعه و امثال آن از ادله کشفی اصل اتحاد عاقل و معقول است.
ذکر این اصل ضمن اینکه پایه ای عقلی برای حشر باطنی انسان با محبوب محسوب می شود ابعاد دقیقتری را نیز روشن می سازد.
پس انسان در توجه قلبی به فرد یا اشیاء به شکل و رنگ آن در می آید بلکه از آن شکل و رنگ می گیرد. توجه قلبی ارتباطی معنوی و عمیق است لذا باعث می شود انسان از محبوب خود رنگ بگیرد .
اینکه در اسلام تولی و تبری از فروع اساسی است دلیلش آنستکه انسان با این حب و بغض از درون به خوبان متصل و از بدان جدا گردد در نتیجه روح او رنگ خوبیهای نیکان را بگیرد و از ظلمت و سیاهی بدان بدور باشد.
پس محبت فرصت و تهدیدی بزرگ است . محبت وقتی به خوبان و نیکان تعلق بگیرد موجب نورانیت و اگر به بدان و کافران و گنهکاران تعلق بگیرد موجب ظلمت و تاریکی می شود ضمن اینکه در ابتدا گفتیم محبت با اشیا و افراد موجب میل رفتاری به آنها نیز خواهد شد. پس در پله های بعدی باید انتظار داشت انسان خود را به محبوبش از لحاظ رفتاری نزدیک سازد. مانند او فکر کند مانند او سخن بگوید و مانند او بخورد و بپوشد و زندگی کند.
توجه : به دوستی های خود از انواع مختلفش فکر کنیم. ببینیم منافرتی بین افراد و اشیاء محبوب ما با افکار و اندیشه ها و باورهای ما هست یا نه ؟ آیا همه محبوبان ما رنگ و بوی افکار و اندیشه ها و باورهای مارا می دهند یا منافرتی هست؟ اگر منافرتی هست باید بدانیم که بزودی از بین می رود . اما چگونه ؟ یا افکار و اندیشه های ما به شکل محبوب منافر در می آیند یا محبوب منافر را رها می کنیم.
محبت اولیاء الهی بزرگترین فرصت زندگی
همانطور که گفته شد انسان به شکل و رنگ محبوب خود در می آید. این ویژگی و خصلت می تواند برای دوستداران اولیاء الهی بزرگترین فرصت محسوب گردد چرا که سرمایه محبت درونی شان بزودی آنها را به شکل و رنگ ولی الهی در خواهد آورد. محبت ولی الهی باعث ارتباط قلبی و درونی ما با آن منبع انوار قدس الهی شده و باعث تحول ما خواهد شد. تحول از ظلمت به نور و از بعد به قرب و از گمراهی به هدایت و از کفر و نفاق به ایمان و از شر به خیر و از زشتی به زیبایی و از باطل به حق و از غیرخدا به خدای متعال .
اینها نتایج گرانقدری است که دوستدار واقعی اولیاء الهی باید انتظار آنرا بکشد. محبت ولی الهی باید به تغییر دغدغه های فکری و رفتارهای ما منجر شود. تنها در این صورت است که می توانیم خود را محب ایشان بدانیم در غیر اینصورت باید بطور جدی در دوستی مان شک کنیم.
شکی نیست که همسانی اختیاری محب و محبوب در ارتباط انسان با اولیاء الهی از مسیر روشن تعالیم دین عبور می کند لازم نیست ما به رفتارهای خارج از تعالیم دین فکر یا عمل کنیم تا این تقرب تحقق یابد . اصیلترین نوع تقربها به اولیاء الهی به چیزی فراتر از تعالیم دین در ابعاد ظاهری و باطنیش نیست.
البته باید به این نکته هم توجه داشت که محبت در افراد خام و کم ظرفیت ممکن است به رفتارهای غیر معقول منجر شود. اما اگر تعالیم دین را میزان لا یتغیر محبت ورزی و تقرب به خدا و اولیاء دین بدانیم و بدان ملتزم باشیم مطمئنا از انحرافات و آسیبها نیز بدور خواهیم بود.
والحمد لله اولا و آخرا
22/7/94
 


کد مطلب : 2151               بازدید از مطلب: 358
ارسال اين مطلب به دوستان
ارسال اين مطلب به دوستان
دريافت فايل مطلب
دريافت فايل مطلب
نسخه قابل چاپ
نسخه قابل چاپ

 [0 نظر]



نام شما :
آدرس سایت یا وبلاگ:
http://
آدرس ايميل :
نظر شما :
کد امنیتی:
  

  یادداشت  
 معرفی
 
الحمد والثناء لعین الوجود و الصلاه و السلام علی واقف مواقف الشهود و علی آله امناء المعبود
 
این سایت به یاری خدا برای ارائه مشاوره دینی و پاسخگویی به سوالات دینی مراجعین عزیز و ارائه مقالاتی در زمینه های مذهبی و فرهنگی می باشد. ما اهل علم و فضل را به همکاری در زمینه های گفته شده دعوت می نماییم.
از او یاری می طلبیم و بر او توکل داریم.

  پیوندها  
  اوقات شرعي  

درباره ما  ارتباط با ما  |  آمار بازدیدکنندگان |  جستجو  |  فید مطالب

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.

طراح : شرکت گذرگاه وارثان لارستان‬